Showing posts with label farsi. Show all posts
Showing posts with label farsi. Show all posts

Sunday, June 27, 2010

نکات مدیریتي



درس اول
يك روز آقا كلاغه نشسته بود روي شاخه درخت و با تخماش بازي ميكرد. آقا خرگوشه كه داشته از اون زير رد ميشده نگاه ميكنه، ميبينه كلاغه اون بالا داره واسه خودش حال ميكنه. بهش ميگه: آقا كلاغه! فكر ميكني منم ميتونم بشينم اين زير با تخمام بازي كنم؟! آقا كلاغه هم ميگه: بعله كه ميتوني!
خلاصه آقا خرگوشه هم ميشينه زير درخت و شروع ميكنه با تخماش بازي كردن. هنوز پنج دقيقه نگذشته بوده كه آقا روباهه از پشت يك بوته ميپره و آقا خرگوشه رو يك لقمة چپ ميكنه...

نكتة مديريتي: براي اينكه آدم بتونه صبح تا شب بشينه يكجا و با تخماش بازي كنه، بايد اون بالا بالاها نشسته باشه!

درس دوم
يك روز حاج‌آقا كبك به اتفاق خانومش زير يك درخت بلند نشسته بودن و با آقا غازه گپ ميزدن.. همينجوري از هر دري گفتند، تا يهو حاج‌آقا كبك نگاه ميكنه به درخته و آهي ميكشه و ميگه: اي خدا جون، كاش ميشد من يك روزي رو يكي از اون شاخه‌هاي بالا مينشستم!
يك مدت ميگذره، آقا غازه حاج‌آقا كبك رو ميكشه كنار، بهش ميگه: رفيق، چقدر دوست داري امشب رو روی اون شاخه سركني؟ حاج‌آقا كبك ميگه: خيلي! حاضرم به خاطرش هركاري بكنم. آقا غازه ميپرسه: هركاري؟ حاج‌آقا كبك ميگه: هركاري! آقا غازه يك نگاه به كپل گوشتالوی حاج‌خانوم كبك ميندازه، يك ابروش رو ميندازه بالا، ميگه: هركاري؟! حاج‌آقا اول شاكي ميشه، مياد كه داد و بيداد كنه و خشتك آقا غاز رو بکشه سرش، كه يهو باز چشمش ميافته به شاخة درخت و آخر تصميمش رو ميگيره و ميگه: قبول!
خلاصه آقا غازه ميره اونور و يك دور سير ترتيب حاج‌خانوم كبك رو ميده و بعد با لبخند رضايت بر لب مياد و حاج‌آقا كبك رو بلند ميكنه و ميذاره رو يك شاخة درخت. حاج‌آقا كبك هم يك دو سه ساعتي داشته آخر حال دنيا رو ميكرده كه چشمش ميافته به شاخه‌هاي بالاتر، آقا غازه رو صدا ميزنه ميگه: برادر، راه داره من رو ببري چندتا شاخه بالاتر؟ آقا غازه باز يك ابرو رو ميندازه بالا، ميگه: راه كه داره حاجي، ولي كار ميبره! حاج‌آقا كبك هم ميگه: .......عمش بابا، برو به كارت برس!
خلاصه آقا غازه باز ميره پايين و يك دور ديگه  حاج‌خانوم كبك ميگذاره و بعد هم پرواز ميكنه مياد حاج‌آقاكبك رو ميگذاره نوك درخت. حاج‌آقا كبك ديگه واسه خودش تو اوج فضا بوده و كيفش به اتمام كوك، كه تو همون حال و احوال مزرعه‌دار مهربون كه يك كبك سفيد و چاق و چله روی نوك درخت توجهش رو جلب كرده بوده، با يك تير خلاصش ميكنه.....

نكتة مديريتي: ....كشي و زن قحبه‌گي ممكنه آدم رو به شاخه‌هاي بالا برسونه، ولي آدم رو اون بالا نگه نميداره!

درس سوم
گنجيشك كوچولو توی يك روز سرد زمستون داشت بالاي يك مزرعه پرواز ميكرد. هوا اونقدر سرد بود كه بعد از يك مدت گنجيشك كوچولو تو هوا يخ زد و افتاد پايين.. يك مدت همينطور مثل يك گلولة يخ زده اونجا افتاده بود كه يهو آقا گاوه كه داشت از اونجا رد ميشد يك تاپالة مشتي با پدر مادر انداخت رو گنجيشك كوچولو.
چند دقيقه بعد گرماي مطبوع تاپالة آقا گاوه يخ گنجيشك كوچولو رو آب كرد و گنجيشك كوچولو هم كه حالا حسابي گرم شده بود، از شدت خوشحالي شروع كرد به آواز خوندن.. صداي آواز گنجيشك كوچولو رسيد به گوش آقا گربه كه از همون نزديكي ميگذشت و اون هم صدا رو دنبال كرد و اومد بالاسر تاپالة آقا گاوه و با دقت گنجيشك كوچولو رو از اون تو درآورد و بعد هم با لذت خوردش...
نكتة مديريتي اول: هركسي كه تا گردن ميرينه به آدم، دشمن آدم نيست!
نكتة مديريتي دوم: هركسي كه آدم رو از تو گه نجات ميده، رفيق آدم نيست!
 نكتة مديريتي سوم: اگه تا گردن تو گه گير كردين، لااقل دهنتون رو ببنيدن! 

Read more...

Saturday, June 26, 2010

شهر نو و مشکلات



 یک روز از طرف برنامۀ «در شهر» با یارو مصاحبه کردند: به نظر شما برای حل مشکل اشتغال جوانان چه باید کرد؟
ـ باید شهر نو را بازگشایی کرد.
ـ شهر نو چه ربطی به اشتغال دارد؟
ـ تعداد جوانان بیکار ما، دقیقا به تعداد تقاضایی هست که در عرصۀ خدمات جنسی داریم. بالاخره اگر فرهنگ شهر نو ترویج شود، یکی کاندوم فروش می‌شود، یکی خدمات عرضه می‌کند، یکی در کار توزیع می‌رود، یکی در کار تبلیغات وارد می‌شود...، حجم زیادی اشتغال ایجاد می‌شود.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
□ فردای همان روز، موضوع برنامه، افزایش کیفیت تحصیل در دانشگاهها بود. بار دیگر با همان آقا مصاحبه کردند: به نظر شما برای افزایش سطح علمی دانشگاهها و اشتغال دانشجویان به تحقیق، چه باید کرد؟
ـ باید شهر نو را بازگشایی کرد.
ـ شهر نو چه ربطی به سطح علمی دانشگاهها دارد؟
ـ الآن که شهر نو تعطیل است، هر کس می‌خواهد با جنس مخالف رابطه داشته باشد، صرفا می‌تواند این ارتباط را در کلاسهای دانشگاه برقرار کند. نتیجه این می‌شود که دانشگاهها مملو از افرادی است که برای کاری غیر از علم آمده‌اند. اگر شهر نو باز شود، فقط کسانی دانشگاه می‌روند که واقعا به علم علاقه‌مندند. آن وقت مشکل از اساس حل است و جو دانشگاهها کاملا علمی می‌شود.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
□ پس فردا، موضوع برنامه، مشکل ترافیک تهران بود. باز نظر همان یارو را تصادفا خواستند:
ـ باید شهر نو را بازگشایی کرد.
ـ شهر نو چه ربطی به ترافیک دارد؟
ـ الآن که شهر نو تعطیل است، خواهران محترم جنده مجبورند جاهای مختلفی در سرتاسر شهر توقف کنند. وقتی برادران به آنها مراجعه می‌کنند و ترمز می‌زنند، بالاخره سریع که نمی‌شود سوار شوند. تا بیایند چانه بزنند و سر قیمت و مکان و نوع خدمات به توافق برسند، یک عالمه راه بندان می‌شود. اگر جایی مثل شهر نو باشد که اینها همه را از معابر شهری به آنجا منتقل کنند، مشکل ترافیک تهران کامل حل خواهد شد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
□ هفتۀ بعد، موضوع خروج ارز از کشور بود. باز همان آقا به تلفن برنامه زنگ زد:
ـ باید شهر نو را بازگشایی کرد.
ـ شهر نو چه ربطی به خروج ارز دارد؟
ـ این همه جوانها مجبورند برای رفع نیاز خود به اوکراین و آنتالیا و عشق آباد و هر قبرستانی سفر کنند. اگر شهر نو فعال شود، این همه سرمایۀ ملی در خود کشور مصرف خواهد شد و ارز هدر نخواهد رفت.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
□ هفتۀ بعد، موضوع: رواج توریسم و ورود ارز به کشور. باز همان آقا:
ـ باید شهر نو را بازگشایی کرد.
ـ شهر نو چه ربطی به رواج توریسم دارد؟
ـ برای این توریستها ایران نمی‌آیند که امکان عشق و حال ندارند. اگر شهر نو فعال شود، صنعت توریسم هم رونقی صد چندان پیدا خواهد کرد و یک عالمه ارز وارد کشور می‌شود.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
□ هفتۀ بعد، موضوع: شاد نبودن جوانها، و نبود امید به آینده، خشونتهای خیابانی، و تظاهرات جوانان علیه دولت. باز، همان آقا:
ـ باید شهر نو را بازگشایی کرد.
ـ شهر نو چه ربطی به شادی جوانها و خشونت و تظاهراتشان دارد؟
ـ وقتی جوانها این همه وقت از دوران بلوغ در سن 12ـ13 سالگی تا حدود سی و چند سالگی که ازدواج می‌کنند میل جنسیشان ارضا نشود، عقده‌ای می‌شوند و دایم غر می‌زنند و اصلا هم شاد نیستند. اگر وقت کنند با هم دعوا می‌کنند. اگر وقت نکنند سر اندک چیزی به خیابان می‌ریزند و با سیاستمدارها دور برمی‌دارند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
□ هفتۀ بعد، موضوع: فساد اداری. باز همان آقا: باید شهر نو را احیا کرد.
ـ آخر چرا؟ این یکی دیگر خداوکیلی ربطی ندارد!
ـ اختیار دارید! وقتی شهر نو تعطیل شد، این همه دیوث و جاکش و مادر قحبه و حرام زاده، مجبور شدند برای ادامۀ زندگی وارد ادارات مختلف شوند و از همان روشها که بلد بودند، برای کسب درآمد استفاده کنند. شهر نو را باز کنید، آن وقت ببینید چطور مشکل فساد اداری مملکت حل می‌شود!
Read more...

Wednesday, June 23, 2010

دوست دارید بدانید که چرا نماد عاشقی قلبی هست که تیر وسطش خورده است


نماد عشق یک قلب است. اما نماد عاشقی قلبی هست که تیر وسطش خورده. کمتر کسی شاید راز این قلب تیر خورده را بداند. لااقلمن در اینترنت هر چه گشتم نه به فارسی و نه به انگلیسی در این زمینه چیزی ندیدم.
در نتیجه خودم می‌نویسمش تا هر کسی دنبال معنایش گشت، جوابش را اینجا پیدا کند.
در باور یونانیان باستان هر پدیده ای یک خدایی داشت. همه خدایان هم یک خدا یا پادشاه بزرگ داشتند که اسمش زئوس بود. یک شب به مناسبتی زئوس همه خدایان را به جشنی در معبد کوه المپ دعوت کرده بود.
دیوانگی و جنون هم خدایی داشت بنام مانیا. مانیا چون خودش خدای دیوانگی بود طبیعتا عقل درست و حسابی هم نداشت و بیش از حد شراب خورده بود. دیوانه باشی، مست هم شده باشی. چه شود!
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2010/6/21/63120.jpg
خدایان از هر دری سخنی می‌گفتند تا اینکه نوبت به آفریدیته رسید که خدای عشق بود. حرف‌های خدای عشق به مذاق خدای جنون خوش نیامد و این دیوانه عالم ناگهان تیری را در کمانش گذاشت و از آنسوی مجلس به سمت خدای عشق پرتاب کرد. تیر خدای جنون به چشم خدای عشق خورد و عشق را کور کرد.
هیاهویی در مجلس در گرفت و خدایان خواستار مجازات خدای جنون شدند. زئوس خدای خدایان مدتی اندیشه کرد و بعد به عنوان مجازات این عمل، دستور داد که چون خدای دیوانگی چشم خدای عشق را کور کرده است، پس خودش هم باید تا ابد عصا کش خدای عشق شود. از آن زمان به بعد عشق هر کجا می‌خواهد برود جنون دستش را می‌گیرد و راهنمایی‌اش می‌کند.
به همین دلیل است که می‌گویند عشق کور است و عاشق دیوانه و مجنون می‌شود. پس تیر و قلب و نقش این دل تیر خورده ای که می‌بینید ریشه در اسطوره های یونان باستان دارد.
بعدها رومیان باستان آیین و اسطوره های یونانیان را پذیرفتند  و تنها نام خدایانشان را عوض کردند. در افسانه‌های روم باستان زئوس را ژوپیتر، خدای جنون را ارا و خدای عشق را ونوس می‌نامیدند.
در نتیجه به باور آنها ارای دیوانه چشم ونوس زیبا را کور کرد.
عشق واقعا جنون است اما اگر دو طرفه و واقعی باشد لذتی دارد که مپرس. ولی عشق یکطرفه انسان را پریشان و خوار و حقیر می‌کند.
Read more...

آیا تا کنون فکر کرده اید چرا لبه سکه ها شیار دارند؟

<div style="direction:rtl;text-align:right">آیا تا کنون فکر کرده اید چرا لبه سکه ها شیار دارند؟</div>: "


آیا تا کنون فکر کرده اید چرا لبه سکه ها شیار دارند؟


همه
ی ما شیارها و برجستگیهای روی حاشیه ی سکه ها را دیده ایم اما شاید مثل من
تا کنون فکر نکرده بودید کارکرد آنها چیست و چرا هنگام ضرب سکه هاچنین
شیارهایی را ایجاد می کنند؟این شیارها برای زیبایی تعبیه نشده اند بلکه یک
دلیل مهم تاریخی پشت قضیه نهفته است.



در
قدیم سکه ها از طلا و نقره ضرب می شدند و ارزش آنها برابر مقدار طلا و
نقره ی به کار گرفته شده در آنها بوده.به همین دلیل برخی افراد سودجو
مقداری از حاشیه ی سکه ها را می تراشیدند و از طلا و نقره ی آن استفاده می
کردند بدون اینکه در ظاهر سکه تغییر چشمگیری ایجاد شود! بدین ترتیب به
مرور زمان از ارزش سکه ها کاسته می شد.بنابرین حاکمان تصمیم گرفتند
شیارهایی روی لبه ی سکه ها ایجاد کنند تا در صورت تراشیده شدن به سادگی
قابل تشخیص باشند.

امروزه دیگر سکه ها از طلا و نقره ضرب نمی شوند اما چوت مردم به ظاهر سکه هاعادت کرده بودند دیگر تغییری در آنها بوجود نیامد.

"

Read more...

Tuesday, June 22, 2010

دیــکــشــنـری شــیـرازی


Am I right = مي نه؟

Yes = ها والوو

No = نه كاكو



Really!! = نه آمو؟؟

Why? = بري چي چي؟

bye = كاري باري؟

maybe = گاسم

leave me alone = آم برو او ورو بیزو باد بیاد

u made me confused = آم کله پرک گرفتم

wow = ووی آمووو

come here = بی اینجو

Take it easy = عامو ولش كن،حوصله داري شمو هم ماشاللو

so cute = جونم مرگ نشي!

that's true = همی‌ نه‌

I took my shoes and escaped = ارسیو زدم زیر چلم گوروختم

Gas Square = فلکه ی گازو

Hard = قايم

Tape = نيوار

Slow down! = حالو چه خبره؟

You are disgusting = جيگري بشي

Sunshine = آفتوو

Great = باريكلوو

Excuse = بونه

Dear = گمپ گلم

when sb eats too much = عام بپوكي

wait = صبرم بده،امونم بده

good quality = خوبوو

‎lizard = كلپوك

washing yourself before praying = دست نماز

a square shape device that you can pray on it = جنماز

How are you = باكيت ني؟ !!

Read more...

Sunday, June 13, 2010

نحوه بستن چمدان


نحوه بستن چمدان

تصور کنید که می خواهید به یک مسافرت ده روزه  بروید، چگونه وسایل خود را تنها در یک چمدان کوچک جمع می کنید؟
 به گزارش بانکی دات آی آر ، خانم هثر پول یک دستیار پرواز است که گاهی اوقات دو هفته به خانه ی خود بازنمی گردد. وی مبتکر طرح های جدید بستن چمدان برای کسانی است که مسافرتهای طولانی می روند ، با هم مراحل چمدان بستن وی را می بینیم :
مرحله  اول : لباس های تا زده فضای بسیار زیادی را اشغال می کنند در عوض می توان لباس ها را به صورت فشرده لوله کرد که در این صورت کمتر هم  چروک خواهند شد.
می توان گفت تقریبا از هر لباسی که ما احتیاج داریم حداقل سه دست در یک ساک کوچک جا می شود. دو کفش هم می توان با این احتساب در ساک جا داد. درواقع سومین لباس و کفش که لازم  می شود را بر تن خواهیم داشت.
مرحله  دوم: لوله کردن همه لباس ها را ادامه می دهیم و همه را به کناری خارج از چمدان می گذاریم.
مرحله سوم: کفش ها ابتدا در ساک قرار داده و بعد لباس های دیگر مانند شلوار و شلوار جین که  می توانند شکل ونظم  به لایه های زیرین بدهند روی کفش ها قرار می گیرند.
مرحله چهارم: چیدن لباس ها را ادامه می دهیم، لایه های بیشتری را شکل می دهیم و لباس را مرتب و محکم در کنار هم قرار می دهیم.
مرحله پنجم: سبک ترین وسایل و وسایلی که می بایست بیشتر در دسترس باشند، آخرین چیزهایی هستند که اضافه می شوند و لایه های رویین را شکل می دهند.
مرحله ششم: لوازم بهداشتی وآرایشی همچون شانه و کیف دستی روی سایر لباسها واقع می شوند. چمدان به راحتی بسته خواهد شد و هیچ نیازی به بالا و پایین پریدن یا نشستن روی آن نیست !.
  در این تصویر شما نمونه ای از همان وسایل را دارید اما به صورت تا شده و به روش متداول که همه می شناسیم.
اگر مسافرت کوتاه تری در پیش داشتیم  و نیاز زیادی به تعویض چندین دست لباس و استفاده از وسایل نبود
می توان از روش دیگری استفاده کرد.
مرحله اول: لباس و مانتو در کف چمدان قرار گرفته به طوری که کناره های لباس از چمدان بیرون باشد.
مرحله دوم : وسایلی که چروک شدن آن ها کمتر مهم باشد به همراه لوازم بهداشتی در وسط واقع  می شوند.
مرحله سوم: در آخر گوشه های لباس های زیرین با احتیاط و با نظم ودقت بر روی لباس ها تا زده می شود.
همه این توصیه های ساده می تواند کمکی باشد تا هم در فضا ، هم در پول و همچنین در وقت شما صرفه جویی شود و شما چندان در صف طولانی تحویل چمدان منتظر نمانید.

Read more...

Sunday, May 2, 2010

Marriage license


Read more...

Tuesday, April 13, 2010

matalak!

 نقل است كه از يك آخوند حاضر جواب اصفهاني پرسيدند كه آيا تا به حال پيش
آمده است كه در پاسخ به متلكي ناتوان شوي
جواب داد يك بار! و آن موقعي بود كه يك سپيده‌دم باراني براي پيشنمازي به
مسجد مي رفتم و كوچه پر از گل و لاي بود. ناگهان در يك چاه فاضلاب افتادم
و تا كمر در مدفوع و ادرار فرو رفتم...
در فكر اين بودم كه اگر به منزل برگردم و لباس خود را عوض كنم، نماز
مومنان قضا خواهد شد و اگر با همين وضع به مسجد بروم كه نمي‌توانم نماز
را اقامه كنم كه خانم جواني رسيد و مرا كه در آن حالت ديد با لبخند شيطنت
پرسيد: آميزي
حج آقا چرا تو خودتون فرو رفتين؟!!!!

Read more...

Monday, April 5, 2010

نامگذاری سالها

سال ۸۸  سال اصلاح الگوی مصرف


سال ۸۹ سال تلاش و همت مضاعف




Read more...

Sunday, April 4, 2010

چرا باراک اوباما از 22 قلم مختلف برای امضای قانون بهداشت 2010 استفاده کرد



بعد از یک سال پر از کشمکش بالاخره قانون بهداشت عمومی ایالات متحده به تصویب رسید تا باراک اوباما در 23 مارس 2010 در اتاقی در شلع شرقی کاخ سفید بنشیند و آن را امضا کند. امضای یک بودجه 938 میلیارد دلاری به اندازه کافی جنجال‌برانگیز هست که بتواند تا مدتها توجه افکار عمومی را به خود مشغول کند اما چیزی که بیش از آن توجه‌ها را به خود جلب کرد نه 938 میلیارد دلار بلکه 22 بود.
 بله. باراک اوباما برای امضا کردن این قانون نه از یک خودکار و دو خودکار بلکه از 22 خودکار مختلف استفاده کرد. به نظر می‌رسد که باراک اوباما به نوعی وسواس فکری دچار است یا اینکه کاخ سفید باید قلم‌های گرانقیمت‌تری تهیه کند اما واقعیت چیز دیگری است.
http://img.labnol.org/di/obama_pens_thumb.jpg
سمت راست عکس، می‌توانید گوشه‌ای از جعبه خودنویس‌ها را ببینید
در حقیقت اوباما یک رسم قدیمی را تقلید می‌کند که به نام فرانکلین روزولت ثبت شده است. هر چند امروزه این به نوعی رسم مسخره بدل شده است اما امضا کردن معاهده‌ها و قانون‌نوشته‌های مهم با چند قلم رسمی نیست که اوباما آن را اختراع کرده باشد. البته شاید ماندگارترین امضا در این زمینه را لیندن جانسون به نام خود به جای گذاشته باشد.
ویدئویی که در زیر می‌بینید لیندون جانسون را در سال 1964 در حال امضا کردن قانون حقوق شهروندی نشان می‌دهد. شاید دوربین کمی بد حرکت کند و شما نتوانید ببینید جانسون برای یک امضا از 75 قلم مختلف استفاده می‌کند :) اولینش را هم که نصیب مارتین لوترکینگ جی‌ار اسطوره آمریکایی شد.
Popout

دفعه قبلی که این نوع امضا کردن بسیار موردتوجه قرار گرفت هم به سال 1996 باز می‌گردد که بیل کلینتون از 4 قلم برای امضای لایحه‌ای در مورد حق وتو استفاده کرد. سنتی که نمونه‌های مشهوری از آن را قبلا دیده بودیم. جرارلد فورد، جیمی کارتر، رونالد ریگان، جرج اچ دبلیو بوش و حالا هم که باراک اوباما.
سوالی که شاید برای شما هم پیش آمده باشد این است که آیا امضاهایی که با چند قلم زده می‌شود صاف و به دردبخور در می‌آید؟ آیا ارزش قانونی دارد؟ آیا لرزش ندارد؟
در واقع تمام اینها هست. این امضاها واقعا امضاهای زیبایی نیست. لرزش در آنها موج می‌زند. باراک اوباما در نمایشگاهی در ژانویه 2009 در حالی که از 7 قلم برای یک امضا استفاده می‌کرد گفت: “من مدتهای زیادی است دارم تمرین می‌کنم که آرام اسمم را بنویسم.” نتیجه تلاش او بعد از یک سال امضایی است که می‌بینید بر روی قانون بهداشت عمومی که با اندکی توجه به حروفی مثل O می‌توان دریافت که یک ضرب نوشته نشده است. البته این امضا کردن باراک اوباما بهتر از کندی است که در فکر تزئینات امضایش بود که بتواند جوهر بیشتری خرج کند :))
http://img.labnol.org/di/barack_obama_signature_thumb.jpg
اما واقعا چرا این کار صورت می‌گیرد؟ خارج از شوخی چرا باید یک امضای ساده با چند خودکار انجام پذیرد؟
به نقل از تایم، منطق پشت این کار ساده است. قلمی که با آن قوانین مهم و تاثیرگذاری چون این لایحه 938 میلیارد دلاری امضا می‌شود، خود به مصنوعی تاریخی تبدیل می‌شود. وقتی رئیس جمهور با قلم‌های بیشتری امضا می‌کند، قلم‌های بیشتری هم دارد برای هدیه دادن به کسانی که در ساختن تاریخی درخشان نقشی را ایفا می‌کنند.
مقامات کاخ سفید معمولا از این قلم‌ها برای پیشکش کردن به کسانی استفاده می‌کنند که در به ثمر رسیدن طرحی جدید یا تصویب قانونی مهم و تاثیرگذار کمک ویژه‌ای کرده‌اند.
http://img.timeinc.net/time/photoessays/2010/health_care_kraft/health_care_kraft_02.jpg
بعد از خبرسازی این جریان کاخ سفید نیز ویدیویی ارائه کرد که در آن لیزا براون، منشی معروف کاخ سفید به تشریح این مسئله می‌پردازد که امضا کردن با چند قلم، چه ارزشی در تاریخ می‌تواند به جا بگذارد. شما را به دیدن این ویدیو دعوت می‌کنم:‌
Popout
عموما این قلم‌ها در موزه‌ها نگه‌داری می‌شوند، برای همین کسانی که این قلم‌ها را دریافت می‌کنند به خوبی به ارزش آنها واقف هستند و به عنوان یک یادگار ارزشمند از آنان در خانه‌ها و دفاتر کار گرانقیمت‌شان نگه‌داری می‌کنند. اما زیاد هم اتفاق می‌افتد که از آنها برای اهدافی سمبلیک هم استفاده می‌شود.
خبرسازترین این استفاده‌ها هم به سال 2008 باز می‌گردد جان مک‌کین در نبرد داغ انتخاباتی، برای انتخاب ریاست جمهوری ایالات متحده، در رقابت با همین باراک اوباما، ناگهان قلمی که از رونالد ریگان، رئیس جمهور پیشین ایالات متحده گرفته بود را رونمایی کرد و قول داد در صورت رئیس جمهور شدن از آن برای حذف کردن خوک از قانون فدرال استفاده کند.
حال بسیاری چشم به قانون بهداشت عمومی دارند که توسط اوباما به تصویب رسید تا ببینند مردی که انتخاب کرده‌اند، می‌تواند با قلم‌های تاریخ‌ساز خود، تاریخی پر از سربلندی برای آمریکایی‌ها بسازد یا خیر؟
پی‌نوشت: این جور کارها ( امضا کردن با 22 قلم ) را با صرفه‌جویی سیاستمدارانمان که مقایسه می‌کنم ( مثل برداشتن یک سوزن ته گرد از دفتر ریاست جمهوری! ) می‌بینم که این اسراف‌ها را بیشتر دوست دارم. به امید روزی که سیاست‌مداران ما از این اسراف‌ها بکنند و … از آن اسراف‌ها نکنند :)
Read more...

بدترين محل ها



بدترين محل براي قرار دادن مسواک
بدترين محل براي قرار دادن مسواک سينک دست‌شويي است. البته خود سينک مشکلي ندارد و همه مشکل به نزديکي آن به توالت مربوط است. به گفته محققان و ميکروب‏شناسان دانشگاه آريزونا، به طور متوسط در يک کاسه توالت حدود 3 ميليون ميکروب وجود دارد. اين ميکروب‏ها مي‏توانند تا 2 متر جابه‌جا شوند و روي زمين، ديوارها و روي مسواک قرار بگيرند. بهتر است مسواک را بيرون توالت در کابينت دارو يا يکي از کابينت‏هاي آشپزخانه نگهداري کنيد.
بدترين جا براي گذاشتن کفش و دمپايي


بدترين محل براي گذاشتن کفش و دمپايي کمد اتاق خواب است. راه رفتن در خانه با کفشي که با آن بيرون خانه راه رفته‏ايد، مهم‏ترين راه انتقال ميکروب‏ها، مواد آلرژن و آلايندهها به داخل خانه است. بهتر است کفش‏ها را در قفسه يا کمد کوچکي در نزديک‏ترين نقطه به در ورودي آپارتمان قرار دهيد و با اين کار از ورود آلودگي به خانه پيشگيري کنيد.
بدترين جاي خواب

بدترين محل براي خوابيدن زير پتو است.. موقع خواب به طور کامل زير پتو نرويد و پتو را روي سرتان نکشيد. گرم شدن زياد موجب مي‏شود نتوانيد خواب راحتي داشته باشيد.
هلن برگز، متخصص چرخه بيولوژيک از دانشگاه راش شيکاگو در اين باره مي‏گويد: «هنگام خواب به طور طبيعي دماي بدن کاهش پيدا مي‏کند و اين موضوع موجب مي‏شود افراد خواب راحتي داشته باشند. در واقع بدن براي داشتن خواب راحت دما را از طريق دست‏ها و پاها از دست مي‏دهد.»توصيه مي‏شود هنگام خواب ابتدا براي اتساع رگ‏ها جوراب بپوشيد بعد جوراب را درآوريد و اجازه دهيد پاهايتان از پتو بيرون باشد.
بدترين جا براي نگهداري باقي‌مانده غذا

بدترين محل براي گذاشتن باقيمانده غذا يخچال است. قرار دادن يک ظرف بزرگ غذاي داغ به‌طور مستقيم در يخچال روش مناسبي براي سرد کردن غذا و پيشگيري از مسموميت غذايي نيست. دکتر پيتر سيندر، محقق و استاد مديريت و تکنولوژي در اين باره مي‏گويد: «در اين صورت ممکن است براي کاهش دماي قسمت مياني غذا زمان زيادي لازم باشد و اين محل به مکان مناسبي براي رشد و تکثير باکتري‏ها تبديل شود.» شما مي‏توانيد غذا را تا يک ساعت پس از پخت براي خنک شدن بيرون نگهداريد و سپس در يخچال قرار دهيد. يا غذا را در ظروف کوچک‏تر بريزيد و در يخچال قرار دهيد. در اين صورت غذا زودتر سرد مي‏شود.
بدترين جا براي نصب برگه ‌يادآوري

بدترين محل براي چسباندن برگه يادآوري کارها، در يخچال است. چون شما وقتي مي‏خواهيد چيزي از يخچال برداريد سراغ آن مي‏رويد و ممکن است اصلا به برگه‏اي که روي يخچال نصب کرده‏ايد توجه نکنيد. به عقيده روان‌شناسان، ديدن کمک‏کننده است اما به شرطي که به آن توجه شود. در يک بررسي مشخص شد نصب تابلويي که افراد را تشويق مي‏کند به جاي استفاده از آسانسور، از پله استفاده کنند، موجب مي‏شود افراد تا 200 درصد بيشتر از پله استفاده کنند. بهتر است برگه يادآوري کارها را در محلي که به آن توجه مي‏کنيد مثلا کنار تلويزيون قرار دهيد. نکته ديگر آنکه ذهن خيلي سريع به اين محل عادت مي‏کند و توصيه مي‏شود هر چند وقت يک بار محل برگه‌هاي يادآوري را تغيير دهيد.
بدترين جاي هواپيما

بدترين جاي نشستن در هواپيما انتهاي سالن است. اگر در پروازهاي هوايي حال‌تان بد مي‏شود، انتهاي سالن ننشينيد. انتهاي هواپيما از قسمت جلويي بلندتر است و هر چه از مرکز دورتر شويد حرکات بالا و پايين شدن را بيشتر احساس خواهيد کرد. بهترين محل براي نشستن در هواپيما نزديک‏ترين محل به بال‏هاست.
بدترين جا براي گذاشتن کيف دستي

بدترين محل براي گذاشتن کيف دستي ميز آشپزخانه است. کيف دستي شما وسيله حمل‌ونقل ميکروب‏هاست. محققان در بررسي‏هاي خود در هر سانتي‏متر مربع از سطح کيف دستي و کيسه‏هاي خريد 65 هزار باکتري مشاهده کرده‏اند. شايد باور نکنيد اما يک سوم کيف دستي‏ها و کيسه‏هاي خريد حاوي باکتري‏هاي مدفوعي بوده‏اند. خانم‏ها کيف‌شان را همه جا همراه خودشان مي‏برند. با قرار دادن کيف روي ميز رستوران، کف اتوبوس و ايستگاه مترو آلودگي‏ها روي آن قرار مي‏گيرند. بهتر است کيف‌تان را در کشو يا روي صندلي و خلاصه هرجايي به جز جايي که غذا تهيه يا خورده مي‏شود قرار دهيد.
بدترين جاي کلاس بدنسازي

بدترين محل براي ايستادن در کلاس‌هاي بدنسازي و ورزش، رديف جلو و روبه‌روي آينه است. شايد به دليل اينکه خودتان را در آينه ببينيد، جايتان را تغيير دهيد اما نتايج يک بررسي که در سال 2003 انجام شده است، نشان داده است اگر خودتان را هنگام انجام تمرينات ورزشي نبينيد، بهتر است. در اين تحقيق بررسي 58 زن که شدت و نوع ورزش يکساني داشتند، نشان داد آنهايي که هنگام انجام تمرين‏هاي ورزشي خودشان را در آينه مي‏ديدند در مقايسه با افرادي که در اتاقي بدون آينه ورزش مي‏کردند احساس بدتري نسبت به بدنشان داشتند. بهتر است جايي از کلاس که روبه‌روي آينه نباشد و در ضمن بتوانيد تمرينات را به خوبي ببينيد و تمرکز داشته باشيد انتخاب کنيد.
بدترين جاي چراغ مطالعه

برخي افراد عادت دارند قبل از خواب مطالعه کنند و کتاب داستان بخوانند. بدترين محل تابيدن نور مطالعه شبانه بالاي سر است. نتايج مطالعات نشان داده است نور مستقيم در بالاي سر موجب تاخير در ترشح ملاتونين و اخلال در خواب شبانه مي‏شود. بهتر است يک نور موضعي ملايم را روي کتاب بتابانيد. در اين صورت شما مي‏توانيد کتاب بخوانيد در حالي‌که اتاق تاريک است و بدن‌تان مي‏تواند براي خواب آماده شود.
بدترين جا براي گذاشتن داروها

بدترين محل براي نگهداري داروها قفسه دارو در حمام است. دماي يک حمام حاوي بخار به راحتي به 37 درجه سانتي‏گراد مي‏رسد که از دماي پيشنهادي براي نگهداري بيشتر داروها بالاتر است. بهترين محل براي نگهداري داورها جايي سرد و خشک مانند يخچال است.
بدترين جا براي گذاشتن ميوه ‏ها تا قبل از شستن آنها

بدترين جا براي گذاشتن ميوه‏ها قبل از شستن سينک آشپزخانه است. به گفته دکتر کلي رينولد استاد ميکروب‏شناسي دانشگاه آريزونا سينک آشپزخانه بيشترين ميزان ميکروب را دارد و ميزان آلودگي آن حتي از توالت بيشتر است. توصيه مي‏شود ميوه‏ها را در سبدي بگذاريد و بدون اينکه با سينک تماس داشته باشند آنها را بشوييد. اگر ميوه‏هايي مانند توت فرنگي و شاتوت که بدون پوست کندن خورده مي‏شوند، هنگام شستن در سينک افتاد آن را دور بيندازيد و از خوردن‌اش صرف‌نظر کنيد.
بدترين جا براي استفاده از هدفون

بدترين محل‏ها براي استفاده از هدفون هواپيما، قطار يا ايستگاه مترو است. هرچند شايد در ظاهر گوش دادن به موسيقي دلخواه از شنيدن سر و صداي موجود در اين محل‏ها بهتر باشد اما بررسي‏ها نشان داده است استفاده از هدفون در محيط‏هاي پر سر و صدا احتمال بلندتر کردن صدا را بيشتر مي‏کند. محققان دانشگاه هاروارد دريافته‏اند افراد در محيط‏هاي آرام صدا را در سطح ايمن‏تري تنظيم مي‏کنند، اما وقتي صداي زمينه‏اي مانند سر وصداي سالن هواپيما به محيط اضافه مي‏شود تا 80 درصد و تا 89 دسي بل صدا را بالا مي‏برند. اين ميزان بلندي صدا در طولاني مدت مي‏تواند در افراد آسيب شنوايي ايجاد کند. بهتر است در محل‏هاي پر سر و صدا از هدفون استفاده نکنيد، هرچند در بررسي محققان دانشگاه هاروارد مشخص شد تنها 20 درصد افراد مورد مطالعه با بالا رفتن سر و صداي محيط استفاده از هدفون را کنار گذاشتند.
بدترين جا براي نگهداري از قهوه
Spiced creamy coffee jellies

بدترين محل براي نگهداري دانه يا پودر قهوه يخچال يا فريزر است. جان مک گرگور، متخصص صنايع غذايي و استاد دانشگاه کلمسون در اين باره مي‏گويد: «هر بار که آن را از يخچال يا فريزر بيرون مي‏آوريد دماي آن تغيير مي‏کند و اين موضوع روي طعم قهوه تاثير مي‏گذارد. درست مثل اينکه يک فنجان قهوه را بارها و بارها بجوشانيد.» دانه‏ها يا پودر قهوه را در قوطي‏هاي شيشه‏اي نيمه شفاف دردار ريخته و در کابينت آشپزخانه نگهداري کنيد.
بدترين جا براي تماشاي تلويزيون

بدترين محل تماشاي تلويزيون جايي است که غذا مي‏خوريد. بررسي‏ها نشان داده است تماشاي تلويزيون هنگام غذا خوردن موجب مي‏شود نتوانيد به مقدار غذايي که مي‏خوريد توجه کنيد. نتايج مطالعه‏اي که در سال 2006 روي گروهي داوطلب انجام شد نشان داد افراد هنگام تماشاي تلويزيون تندتر غذا مي‏خورند. همچنين هنگام تماشاي برنامه‏هاي تفريحي مصرف ماکاروني و پنير تا 71 درصد بيشتر مي‏شود. توصيه مي‏شود تلويزيون را در نزديکي ميز غذا خوري قرار ندهيد و هنگام غذا خوردن تلويزيون را خاموش کنيد. بهترين محل تماشاي تلويزيون جايي دور از آشپزخانه است که حتي اگر هوس خوردن چيزي به سرتان زد مجبور شويد چند قدمي تا آشپزخانه راه برويد

Read more...

Tuesday, March 30, 2010

گونه گذاری ، بایدها و نبایدها

زیباسازی چهره قدمتی برابر با حیات انسان بر روی كره خاكی دارد . در گذشته انجام ورزش ها ، استفاده از كرم ها و ماسك های گوناگون به ویژه گیاهی مد نظر بوده و امروزه به واسطه پیشرفت طب ، جراحی ، لیزر و تكنیك های مختلف مثل پروتز و تزریق به زیبا كردن و رفع چروك و یا لك و نیز افزایش حجم اعضا مختلف صورت مثل گونه ، لب كمك كرده است .



ژل ها تركیبات پر كننده ای هستند كه با پر كردن شیارها باعث پر شدن چروك ها ، رفع لاغری دست و صورت ، گودی زیر چشم ها ، افزایش حجم لب ، گونه ، چانه و نیز اندام می شود و این تركیبات حتی برای پر كردن فرو رفتگی های ضایعاتی چون سالك و آبله و .... نیز تغییرات محدود در حالت بینی كاربرد دارند . در واقع ژل ها چروك های عمیق و گودی ها را پر كرده و از آنها برای برجسته كردن گونه و لب استفاده می شود و اثرشان بین ۶ ماه تا ۶ سال می باشد . تركیبات پر كننده به دو نوع موقت و دائمی تقسیم می شوند . ژل های موقت شكل كلاژن هاو هیالورونیك اسیدها بوده و اسامی مختلفی مانند ژوودرم ، رو فیلان ، روی درم ، ماتریدكس و .... دارند . ژل های دائم در اصل همیشگی بوده اما چون بعد از گذشت ۵ تا ۶ سال كوچك تر شده و بافت های بدن نیز تحلیل می روند ، ماندگاری آنها را باید بین ۵ تا ۱۰ سال در نظر گرفت امروز ژلهای دائم به طور عمده شامل پلی آكریل امید و پلی متیل متا كریلات می باشند . مطالعات و تحقیقات متعدد بر روی برخی انواع آن كه در اروپا طی سی سال گذشته استفاده شده نشان داده كه نه تنها هیچ گونه حساسیت ، سرطان زایی ، مسمومیت و .... با آن وجود نداشته بلكه غیر قابل جذب و تجزیه بودن ، تطابق كامل با بافت پیوندی بدن یكنواختی آن نیز به اثبات رسیده است . ژل دائمی با انواع پاژ ( اوكراین ) و آكرامید ( سیویسی ) موجود است . ایجاد عوارضی مثل حساسیت و واكنش نسبت به نوع آكرامید خیلی كم تر است و با توجه به این كه فرمول هر دو ژل دارای ماندگاری یكسانی می باشد ، تفاوت عمده در میزان درجه خلوص و مواد افزودنی به ژل پاژ و بسته بندی و تكنولوژی تولید آن ها بوده و ژل پاژ برای جاهای ظریف مانند لب و خط خنده مناسب نمی باشد . برای گونه هم از ژل پاژ استفاده می شود چون میزان ژل های دیگر مانند آكرامید یك سی سی بوده كه برای گونه كم می باشد زیرا برای لاغری صورت و یا گونه گذاری در هر ظرف نیاز به حداقل ۲ سی سی ژل می باشد و هزینه استفاده از این نوع ژل نیز نسبت به انواع دیگر كم تر است .
در مورد ژل های موقت از آن جایی كه خیلی از این نوع ژل ها نوعی پروتئین بوده و بدن آن ها را به عنوان مواد بیگانه شناسایی نمی كند در نتیجه معمولا عوارضی نیز مشاهده نمی شود و حتی در موارد نادر چنان كه دچار عوارضی بشوند چون به تدریج بدن این مواد را جذب و تجزیه می كند ، هیچ گونه عارضه ماندگاری باقی نخواهد گذاشت .

اما در مورد ژل های دائم گاهی عوارضی همچون حساسیت و حتی عفونت و گاهی جا به جایی ژل مشاهده می شود كه برای پرهیز از‌ آن اولا در مورد افرادی كه سابقه بیماری های اتوایمیون شدید مانند لوپوس و روماتیسم و سندرم نفروتیك و نیز بیماری های سیستمیك مانند دیابت ، بهتر است به طور كلی تزریق انجام نشود . ثانیا برای جاهای ظریف تر بهتر است فقط از انواع مرغوب استفاده شود و ثالثا حجم مقدار ماده تزریق شده زیاد نباشد .

Read more...

تعیین فاصله


روزی ملانصرالدین از یکی از دوستان خود پرسید: فاصله مابین تهران و قزوین چند فرسخ است؟

گفت: بیست و چهار فرسخ

ملا گفت، حال اگر گفتي، فاصله قزوين و تهران چقدر است؟

گفت: آنهم بيست و چهار فرسخ

ملا گفت: نبايد چنين باشد، زيرا ميبينم فاصله عيد قربان تا عاشورا يكماه است، و حال آنكه فاصله بين عاشورا و عيد قربان يازده ماه است 


Read more...

چرا بهتر است که از لینوکس به جای ویندوز استفاده کنیم؟


چرا بهتر است که از لینوکس به جای ویندوز استفاده کنیم؟

۱. چون لینوکس نسبت به ویندوز سیستم‌عامل امن‌تری است
۲. چون لینوکس رایگان است
۳. چون لینوکس واقعاً می‌تواند نیازهای شما را برآورده کند
۴. و از همه مهم‌تر، چون لینوکس نرم‌افزار آزاد است


۱. چون لینوکس نسبت به ویندوز سیستم‌عامل امن‌تری است

هیچ کس دوست ندارد فایل‌هایی که در رایانه‌اش دارد، با یک ویروس به کلی از بین بروند یا آسیب ببینند. این فایل‌ها ممکن است عکس‌هایی باشند که با دوربین دیجیتالی گرفته شده‌اند، و یا موسیقی‌هایی باشند که با دقت بسیاری جمع‌آوری شده‌اند. در رایانه‌های شرکت‌ها، این فایل‌ها ممکن است اسناد حسابداری شرکت باشند و ازبین‌رفتن آن‌ها می‌تواند فاجعه تلقی شود. لینوکس از این نظر امن‌تر از ویندوز است.
چرا لینوکس امن‌تر است؟
امنیت یک سیستم‌عامل، با تعداد ویروس‌ها و برنامه‌های خرابکار دیگری که برای آن نوشته می‌شوند، نسبت عکس دارد. تعداد ویروس‌هایی که در هر ماه برای ویندوز نوشته می‌شود، بسیار بیشتر از تعدادی است که برای لینوکس نوشته می‌شود. (لازم به ذکر است که ویروس‌ها اغلب فقط در یک سیستم‌عامل می‌توانند خرابکاری کنند.) این پدیده دو دلیل دارد:
نخست این که تعداد کاربرانی که با ویندوز کار می‌کنند، هنوز بسیار بیشتر از لینوکس است (حدود ۹۰ درصد از رایانه‌های جهان از ویندوز استفاده می‌کنند، حال آن که سهم لینوکس فقط حدود ۴ درصد است). بنابراین، طبیعی است که ویروس‌نویسان خرابکار، خرابکاری خود را برای سیستم‌عاملی انجام دهند که کاربران بیشتری دارد.
لینوکس و بیشتر نرم‌افزارهایی که در آن اجرا می‌شود، متن‌باز (Open-Source) هستند و بنابراین همه می‌توانند کدهای منبع آن را ببینند و از سازوکار داخلی آن‌ها سردربیاورند و حتی آن را بهبود ببخشند. بنابراین اگر کسی یک اشکال امنیتی را در لینوکس پیدا کرد، انگیزهٔ بیشتری برای رفع این اشکال دارد تا نوشتن یک ویروس و سوءاستفاده از آن اشکال. در مورد ویندوز اوضاع برعکس است.ویندوز متن‌باز نیست و کسی نمی‌تواند سازوکار داخلی آن را کشف کند. بنابراین، اگر کسی اشکالی را در ویندوز پیدا کرد، تنها کار خلاقانه‌ای که می‌تواند انجام دهد این است که با نوشتن یک ویروس، دیگران را از ضعف سیستم‌عاملی که با آن کار می‌کننند آگاه کند و به شرکت سازندهٔ ویندوز، یعنی مایکروسافت، بقبولاند که این مشکل باید رفع شود.
گذشته از این، لینوکس به عنوان یک نرم‌افزار، واقعاً امنیت بیشتری نسبت به ویندوز دارد. سازندگان لینوکس از همان ابتدا به فکر نوشتن یک سیستم‌عامل مطمئن و امن بودند و کار خود را بر این اساس پیش بردند. ولی ویندوز در اصل با هدف راحت‌تر شدن کار با رایانه توسعه یافت و امنیت در آن چندان مطرح نبود. مسائل امنیتی بعداً برای سازندگان ویندوز اهمیت پیدا کردند و به تدریج به ویندوز اضافه شدند.
یکی دیگر از عوامل تعیین‌کنندهٔ امنیت یک نرم‌افزار این است که هیچ کارکرد ناخواسته‌ای نداشته باشد. بعضی از برنامه‌ها علاوه بر کارهایی که کاربر از آن‌ها انتظار دارد (مثلاً پخش یک موسیقی یا نوشتن روی یک لوح فشرده) اطلاعات و تنظیمات شخصی کاربران را هم، بدون این که کاربر بداند، از راه اینترنت به شرکت سازندهٔ نرم‌افزار ارسال می‌کنند. یا بعضی دیگر از برنامه‌ها به اجبار پیام‌های تبلیغاتی یا درخواست‌هایی برای پرداخت پول به کاربر نشان می‌دهند. لینوکس و اغلب نرم‌افزارهایی که در آن اجرا می‌شوند و متن‌باز هستند، هیچ کدام از این کارهای ناخواسته را انجام نمی‌دهند.
۲. چون لینوکس رایگان است

متأسفانه در ایران بسیاری از نرم‌افزارها به طور غیرقانونی به کار می‌روند که این کار در عرف بین‌المللی جرم تلقی می‌شود. (البته استفادهٔ غیرقانونی از نرم‌افزارها مختص ایران نیست.) استفاده از نرم‌افزارهای قفل‌شکسته از نظر اخلاقی نادرست است و نقض حقوق برنامه‌نویسانی است که آن را با صرف هزینه و وقت بسیار زیاد تولید کرده‌اند. یکی از راه‌های برون‌رفت از این مشکل رواج دادن فرهنگ رعایت حقوق تولیدکنندگان نرم‌افزار و پرداخت هزینهٔ واقعی این نرم‌افزارها است. (هرچند که این هزینه گاهی بسیار بیشتر از چیزی است که ما انتظار داریم.) ولی راه آسان‌تر استفاده از نرم‌افزارهایی است که واقعاً رایگان هستند و نیازی به پرداخت هزینه ندارند. لینوکس و اغلب نرم‌افزارهایی که در آن اجرا می‌شوند رایگان هستند. در سال‌های اخیر، کیفیت این نرم‌افزارها بسیار بهتر شده و به رقیبی جدی برای نرم‌افزارهای تجاری تبدیل شده‌اند.
۳. چون لینوکس واقعاً می‌تواند نیازهای شما را برآورده کند

شاید مهم‌ترین دلیلی که برای استفاده نکردن از لینوکس بیان می‌شود، این باشد که لینوکس نمی‌تواند کارهایی را که در ویندوز انجام می‌دهیم، انجام دهد. این گفته تا حد بسیار زیادی نادرست است. نرم‌افزارهای بسیار متنوعی برای انجام هر نوع کاری در لینوکس وجود دارند؛ مثلاً نرم‌افزارهای اداری که کار آفیس مایکروسافت را انجام می‌دهند، نرم‌افزارهای گرافیکی که کار فوتوشاپ را می‌کنند، نرم‌افزارهای اینترنتی و چت، ابزارهای برنامه‌نویسی بسیار قدرتمند و نرم‌افزارهای پخش موسیقی تنها برخی از نرم‌افزارهایی هستند که در محیط لینوکس اجرا می‌شوند.
لینوکس امکانات بسیار زیادی برای کار با زبان فارسی هم دارد. حتی برخی از نرم‌افزارهای لینوکس، محیط کاربری کاملاً فارسی دارند؛ چیزی که در دنیای ویندوز خیلی کم پیدا می‌شود.
۴. و از همه مهم‌تر، چون لینوکس نرم‌افزار آزاد است

لینوکس و اغلب نرم‌افزارهایی که در آن اجرا می‌شوند تحت مجوز جی‌پی‌ال (GPL) یا سایر مجوزهای نرم‌افزارهای آزاد منتشر می‌شوند. این مجوزها به کاربران نرم‌افزارها اجازه می‌دهند تا برای هر منظوری از نرم‌افزار استفاده کنند و حتی آن را تغییر دهند و بهبود ببخشند و برنامهٔ بهبودداده‌شده را دوباره منتشر کنند. لازمهٔ این آزادی این است که کدهای منبع نرم‌افزار در اختیار همه باشد. نرم‌افزارهای غیرآزاد، مثل خود ویندوز، حتی اگر رایگان هم باشند، معمولاً هیچ‌کدام از این اجازه‌ها را به کاربران خود نمی‌دهند.
آزاد بودن نرم‌افزار باعث می‌شود تا افرادی که در تولید آن سهیم هستند، محدود به یک شرکت خاص نباشند، بلکه تمام کاربران از سراسر دنیا بتوانند آن را بهبود ببخشند و توانایی‌های جدیدی را به آن اضافه کنند. در واقع نرم‌افزارهای آزاد با مشارکت داوطلبانهٔ برنامه‌نویسانی از سراسر دنیا نوشته می‌شوند. سیستم‌عامل لینوکس هم به همین ترتیب ساخته شده و گسترش یافته است. نمونهٔ دیگری از نرم‌افزارهای آزاد، که در ویندوز هم اجرا می‌شود، مرورگر اینترنتی فایرفاکس است.
وقتی از یک نرم‌افزار آزاد استفاده می‌کنید، این آزادی را دارید که هر طور که بخواهید از آن استفاده کنید و اگر نیاز به امکانات بیشتری داشتید خودتان نرم‌افزار را مطابق نیازهای خود تغییر دهید یا برنامه‌نویسانی را استخدام کنید که این کار را برایتان انجام دهند. این کار درمورد برنامه‌های تجاری امکان‌پذیر نیست، زیرا کد منبع آن نرم‌افزارها فقط در اختیار شرکت سازنده است و کسی جز او نمی‌تواند تغییری در نرم‌افزار ایجاد کند. لینوکس نرم‌افزار آزاد است و این برای یک سیستم عامل، به عنوان مهم‌ترین نرم‌افزار در هر رایانه، می‌تواند برتری بسیار بزرگی باشد.
لینوکس به درد چه کسانی نمی‌خورد؟

اگر رایانه نقش بسیار کم‌اهمیتی در زندگی‌تان دارد.
اگر حوصله یا فرصت آشناشدن با یک محیط جدید رایانه‌ای را ندارید. مهاجرت از ویندوز به لینوکس و پیدا کردن راه‌هایی که کارهای سابق‌تان را با آن انجام دهید، می‌تواند کمی وقت‌گیر باشد.
اگر معتاد بازی‌های رایانه‌ای سه‌بعدی هستید که در ویندوز اجرا می‌شوند (و در لینوکس هنوز نمی‌توانند اجرا شوند).
محتویات این صفحه تحت اجازه‌نامهٔ GNU Free Documentation License در دسترس است.

Read more...

Monday, March 29, 2010

IQ of Iranian


كشور ما ایران با ضریب هوشی متوسط 84 رتبه 97 را بین 185 كشور جهان دارا می‌باشد


چراIQ ایرانیان روبه نزول است؟



مهاجرت گسترده نخبگان و فقر عامل کاهش ضریب هوشی ایرانیان عنوان شده‌اند
: شهرام یزدانی،دانشیار دانشگاه علوم پزشكی شهید بهشتی: علام میانگین ضریب هوشی 84 برای ایرانی‌ها، سبب تعجب بسیاری از نخبگان ایران گردید. عده‌ای با انكار این آمار درصدد اعتراض به آن برآمده‌اند، اما برای اینجانب، این آمار هیچ‌گونه جای تعجبی نداشت، زیرا این موضوع را در سال 1379 در سخنرانی در سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی تحت عنوان نظریه ترقیق هوشی (Intellectual Dilution) پیش بینی كرده بودم. در این مقاله به اختصار علل افت میانگین ضریب هوشی در كشور را بررسی خواهم كرد و سپس به راهكارهای مقابله با این رخداد تلخ خواهم پرداخت.

ضریب هوشی چیست و اهمیت آن در چیست؟

ضریب هوشی IQ یك نسبت است كه از تقسیم سن عقلی بر سن تقویمی ضربدر صد به دست می‌آید. اگر سن عقلی با سن تقویمی یكسان باشد، ضریب هوشی صد می‌شود ولی در بعضی مواقع در بعضی افراد سن عقلی بیشتر می‌شود كه این فرد هوشی بیشتر از سایر افراد دارد.


برای به دست آوردن سن عقلی راه‌های زیادی وجود دارد و معمولا كارشناسان از تست‌های خاصی استفاده می‌كنند كه جنبه‌های مختلفی مانند تشخیص الگوها، قدرت حافظه كوتاه ‌مدت، استفاده فرد از واژه‌ها، سرعت محاسبه فرد، درك روابط یا جبر، اطلاعات عمومی، محاسبات ریاضیات، درك فضایی، منطق و املا را ارزیابی می‌كند.


اخیرا در مورد صحت نتایج آزمون‌های هوش متداول شبهات زیادی وارد شده است. انجمن روان‌شناسی آمریكا در سال 1995 هوش را به عنوان «توانایی فهم مسایل پیچیده، انطباق موثر با تغییرات محیطی، یادگیری به دنبال تجربیات، استفاده از اشكال مختلف استدلال و فایق آمدن بر مشكلات از طریق تفكر» تعریف كرده است.

این انجمن بر این موضوع تاكید دارد كه آزمون‌های متداول هوش به هیچ وجه توانایی سنجش چنین سازه انتزاعی پیچیده‌ای را ندارد. مطالعات متعدد، ارتباط مثبت و قوی بین ضریب هوشی با موفقیت تحصیلی، میزان درآمد، سطح سلامت، طول عمر و سطح اجتماعی و ارتباط منفی و قوی با بی‌كاری و ارتكاب جرایم را نشان داده است. به این ترتیب موضوع ضریب هوشی پایین یا افت ضریب هوشی و در مقابل آن سازوكارهای ارتقای ضریب هوشی به یك مقوله راهبردی اجتماعی و اقتصادی در بسیاری از كشورها تبدیل شده است. به این ترتیب دستیابی به میانگین ضریب هوشی بالاتر یكی از ابزار توسعه و به طور هم‌زمان یكی از دستاوردهای مهم توسعه محسوب می‌گردد.


ضریب هوشی اقوام و ملل

مطالعات فراوانی روی تفاوت متوسط ضریب هوشی در كشورهای مختلف صورت گرفته است.
میانگین ضریب هوشی در آمریكا و انگلستان حدود 100 است. این عدد برای شهروندان ژاپنی، چینی، كره‌ای، هنگ كنگی و تایوانی 105 و برای تركیه، كشورهای خاورمیانه و جنوب آسیا بین 78 و 90 و برای كشورهای آفریقایی پایین تر از صحرای آفریقا بین 65 تا 75 است. در این میان كشور ما ایران با ضریب هوشی متوسط 84 رتبه 97 را بین 185 كشور جهان دارا می‌باشد.هوش یك سازه انتزاعی مولتی فاكتوریال محسوب می‌شود و هنگامی كه صحبت از تفاوت ضریب هوشی بین دو فرد می‌شود تفاوت‌های ژنتیكی، تفاوت‌های محیط فیزیكی، تفاوت‌های محیط روانی و تفاوت‌های آموزشی به خصوص در دوران كودكی می‌تواند توجیه كننده تفاوت ضریب هوشی باشد، اما هنگامی كه با تفاوت میانگین ضریب هوشی میان دو كشور یا دو نژاد مواجه می‌شویم قایل شدن به تفاوت ژنتیكی، به نوعی به معنای وجود نژاد برتر (ژن برتر) است.


در واقع در توجیه تفاوت ثروت ملل در طول تاریخ توجیهات زیادی آورده شده است. منتسكیو (1748) آب و هوای معتدل را مهم‌ترین علت برای ثروت ملل می‌دانست، آدام اسمیت (1776) مهارت‌های انسانی، تخصص‌گرایی و وجود یك بازار آزاد را عامل اصلی توسعه فرض می‌كرد، توماس مالتوس در سال 1817 شناسایی عوامل موثر بر فقر و ثروت ملل را مهم‌ترین چالش پژوهشی در حوزه اقتصاد سیاسی می‌داند.

دیوید لاندز و ساموئل‌هانتینگتون عوامل فرهنگی (سخت‌كوشی، نظم، آرمان‌های بزرگ، همگرایی اجتماعی، احترام به كار، ارزش قایل شدن برای تحصیلات) را مهم‌ترین عامل موفقیت و ثروت ملل می‌دانند. در این میان یكی از جنجال برانگیزترین دیدگاه‌ها توسط ریچارد لین (2002) مطرح شده است، ریچارد لین ریشه‌های ثروت و فقر ملل مختلف را در هوش و استعداد ذاتی آنان می‌داند و قایل به برتری ژنتیكی بعضی از اقوام و نژادها در مقایسه با سایرین است. موضوع ژن برتر و نژاد باهوش‌تر موضوعی است كه در طول تاریخ به كرّات از سوی گروه‌ها و رهبران نژادپرست (مانند نازی‌ها و صهیونیست‌ها) اعلام شده است، اما تاكنون هیچ یك از شواهد ارایه شده نتوانسته است برتری هوشی یك قوم یا نژاد نسبت به سایر اقوام را به تفاوت‌های ژنتیكی مابین آنان نسبت دهد.

جدای از عوامل ژنتیكی، عوامل محیطی متعددی روی ضریب هوشی تاثیر می‌گذارد وضعیت تغذیه‌ای به خصوص در دوران كودكی، استرس‌ها و تروماهای روانی، فقر عاطفی و ارتباطی و كمیت و كیفیت تحصیلات همگی بر ضریب هوشی تاثیر می‌گذارند. به عنوان مثال، نوزادانی كه از شیر مادر محروم‌اند ضریب هوشی كمتری دارند. ضریب هوشی كودكان مبتلا به كم‌خونی 5‌ تا 10 درجه كمتر از حد طبیعی برآورد شده است. كمبود ید نیز باعث كاهش آموزش‌پذیری كودكان شده و ضریب هوشی آنها را به میزان 5 تا 13 ( در موارد كمبود شدید ید تا 30 درجه، فوروارد كننده!) امتیاز كم می‌كند. به این ترتیب می‌توان در نظر گرفت كه فقر و ضریب هوشی پایین هر یك دیگری را تشدید می‌كنند و یك چرخه معیوب را تشكیل می‌دهند. این امر بخشی از ضریب هوشی پایین در كشورهای آفریقایی و جنوب آسیا را توجیه می‌كند.

مهاجرت نخبگان و ضریب هوشی
مهاجرت انتخابی نخبگان اثری مخرب بر توسعه ملل می‌گذارد. بدیهی است كه بار توسعه و پیشرفت جوامع بر دوش هوشمندان و نخبگان هر جامعه‌ای است. حال وقتی در یك جامعه شرایط به گونه‌ای باشد كه نخبگان در گذر زمان آن را ترك می‌كنند، نه تنها خروج آنها مستقیماً جامعه را متاثر می‌كند، بلكه در دراز مدت، ذخیره ژنتیكی كشور را نیز فقیرتر می‌كند و در نسل‌های آتی، روند انتقال ضرایب بالای هوشی به «نسل‌های آینده» با اختلال مواجه می‌شود. این امر در مورد كشور اسكاتلند طی بیش از نیم قرن به دقت مطالعه شده است. از اوایل قرن بیستم، هر ساله تعداد زیادی از افراد تحصیل كرده اسكاتلندی به انگلستان مهاجرت می‌كنند. درصد متوسط مهاجرت سالانه تحصیل كردگان دانشگاهی از اسكاتلند به انگلستان 17.2 درصد و ضریب هوشی متوسط این مهاجران 108.1 می‌باشد.
این موضوع سبب شده است كه میانگین ضریب هوشی اسكاتلندی‌ها به طور متوسط در هر نسل یك امتیاز نسبت به نسل قبل كاهش پیدا كند و اسكاتلندی‌ها در اواسط قرن بیستم به كم‌هوش‌ترین ملت اروپایی (با میانگین ضریب هوشی 97) تبدیل شدند. در واقع، یك نخبه علمی یا اقتصادی كه از كشور خارج می‌شود، تنها دانش و استعداد فردی یا مقداری ثروت مادی از كشور خارج نمی‌كند، بلكه ژن‌های نخبگی و كارآمدی را نیز با خود می‌برد تا نسل‌های بعدی او در خارج از كشور مادری از آن بهره مند شوند و جوامع میزبان‌شان را از آن بهره‌مند سازند وضعیت كشور ما ایران در میان كشورهای در حال توسعه مشابه وضعیت اسكاتلند در میان كشورهای توسعه یافته است. بر اساس آمار صندوق بین المللی پول، ایران با ضریب مهاجرت 15 درصد، رتبه اول را در میان 61 كشور توسعه نیافته و در حال توسعه دارا می‌باشد و می‌توان تخمین زد كه در طی سه دهه اخیر حداقل سه واحد از ضریب هوشی متوسط ایرانی‌ها صرفا به سبب مهاجرت كاهش پیدا كرده است.


مهاجرت نخبگان تنها سبب كاهش میانگین ضریب هوشی ملل نمی‌شود، بلكه این كشورها را از نوابغ تهی می‌سازد. با نگاهی به فهرست اسامی افرادی مانند لئوناردو داوینچی (ضریب هوشی220)، گوته (210)، پاسكال (195)، نیوتن (190)، لاپلاس (190)، ولتر (190)، دكارت (185)، گالیله (185)، كانت (175)، داروین (165)، موزارت (165)، بیل گیتس (160)، كوپرنیك (160) و اینشتین (160) به‌سادگی درمی‌یابیم كه توسعه دانش بشر در طول تاریخ بیش از هر چیز مرهون افراد نابغه می‌باشد. نوابغ همان كسانی هستند كه توان حل پیچیده‌ترین مشكلات یك كشور را دارا می‌باشند و مسوولیت راهبری كشور را در وضعیت‌های بحرانی بر عهده دارند. تاثیر نوابغ روی توسعه جوامع به حدی است كه می‌توان عبارت معروف «ملتی كه قهرمان ندارد هیچ چیز ندارد» را با جمله «ملتی كه نوابغ را در راس مدیریت خود ندارد، به هیچ جا نخواهد رسید» جایگزین كرد.



كنترل موالید و ضریب هوشی

بررسی‌های متعدد ارتباط بین هوش و تحصیلات و همچنین ارتباط میان تحصیلات و تبعیت از سیاست‌های كنترل موالید را به اثبات رسانده است. ضریب هوشی متوسط 20 درصد پرهوش جامعه حدود 115 و ضریب هوشی متوسط 20 درصد كم‌هوش جامعه حدود 85 می‌باشد. اگر فرض كنیم كه میزان زاد و ولد در گروه كم‌هوش جامعه تنها 30 درصد بیش از میانگین جامعه و میزان زاد و ولد در گروه پر هوش جامعه 30 درصد كمتر از میانگین جامعه باشد، میانگین ضریب هوشی نسل دوم از محاسبه زیر به دست می‌آید:

0.2x1.3x85) + (0.6x1x100) + (0.2x0.7x115) = 98.8

به این ترتیب می‌توان انتظار داشت كه میانگین ضریب هوشی هر نسل 1.2 امتیاز از میانگین ضریب هوشی نسل قبل كمتر شود.

تحلیل فوق به خوبی می‌تواند آمار توصیفی ارایه شده از سوی نهادهای بین‌المللی را توجیه نماید، اما اصلاح این وضعیت نیازمند اتخاذ رویكردی مداخله‌ای و همه‌جانبه است. اتخاذ تمهیدات و سیاست‌های علمی برای فقرزدایی و مقابله با شكاف رو به فزونی طبقاتی، توجه به مدیریت عوامل خطرزای سلامت و عوامل اجتماعی موثر بر سلامت، حمایت و مدیریت علمی نخبگان و تلاش برای متوقف و معكوس نمودن سیر مهاجرت نخبگان و بازنگری علمی سیاست‌های كنترل جمعیت تنها بخشی از رژیم‌درمانی ملتی است كه به تدریج هوش خود را از دست می‌دهد.

منبع: نشریه پزشكی سپید


Read more...

[STORY] A woman goes to the doctor

A woman goes to the doctor, beaten black and blue. . . . .

زنی با سر و صورت کبود و زخمی سراغ دکتر میره

Doctor: "What happened?"
دکتر می پرسه: چه اتفاقی افتاده؟



Woman: "Doctor, I don't know what to do. Every time my husband comes home drunk he beats me to a pulp..."

خانم در جواب میگه: دکتر، دیگه نمی دونم چکار کنم. هر وقت شوهرم مست میاد خونه، منو زیر مشت و لگد له می کنه.

Doctor: "I have a real good medicine against that: When your husband comes home drunk, just take a cup of green tea and start gargling with it... Just gargle and gargle".
دکتر گفت: خبو دوای دردت پیش منه: هر وقت شوهرت مست اومد خونه، یه فنجون چای سبز بردار و شروع کن به قرقره کردن. و این کار رو ادامه بده.

2 weeks later she comes back to the doctor and looks reborn and fresh again.
دو هفته بعد،اون خانم با ظاهری سالم و سرزنده پیش دکتر برگشت.

Woman: "Doc, that was a brilliant idea! Every time my husband came home drunk I gargled repeatedly with green tea and he never touched me.
خانم گفت: دکتر، پیشنهادتون فوق العاده بود. هر بار شوهرم مست اومد خونه، من شروع کردم به قرقره کردن چای و شوهرم دیگه به من کاری نداشت.

Doctor: "You see how keeping your mouth shut helps!!!
دکتر گفت: میبینی اگه جلوی زبونت رو بگیری خیلی چیزا حل میشن!!



Read more...

Thursday, March 25, 2010

محمود در نقشهای مختلف


محمود در نقش مرد ترکمن


محمود در نقش عرب



محمود در نقش لر


محمود در نقش بلوچ



محمود در نقش اقتصاد دان



محمود در نقش دانشمند هسته ای


محمود در نقش بروسلی


محمود در نقش مارادونا




محمود در نقش فرزندی مهربان



محمود در نقش همسر فداکار


محمود در نقش پدر شوهری حامی




محمود در نقش آخوند


محمود در نقش خبر نگار


محمود در نقش آشغالی


محمود بازیگر فیلم اکشن



محمود پیش خدا


محمود اصل
Read more...