درس اول
Sunday, June 27, 2010
نکات مدیریتي
Saturday, June 26, 2010
شهر نو و مشکلات
یک روز از طرف برنامۀ «در شهر» با یارو مصاحبه کردند: به نظر شما برای حل مشکل اشتغال جوانان چه باید کرد؟
Wednesday, June 23, 2010
دوست دارید بدانید که چرا نماد عاشقی قلبی هست که تیر وسطش خورده است
نماد عشق یک قلب است. اما نماد عاشقی قلبی هست که تیر وسطش خورده. کمتر کسی شاید راز این قلب تیر خورده را بداند. لااقلمن در اینترنت هر چه گشتم نه به فارسی و نه به انگلیسی در این زمینه چیزی ندیدم. در نتیجه خودم مینویسمش تا هر کسی دنبال معنایش گشت، جوابش را اینجا پیدا کند. در باور یونانیان باستان هر پدیده ای یک خدایی داشت. همه خدایان هم یک خدا یا پادشاه بزرگ داشتند که اسمش زئوس بود. یک شب به مناسبتی زئوس همه خدایان را به جشنی در معبد کوه المپ دعوت کرده بود. دیوانگی و جنون هم خدایی داشت بنام مانیا. مانیا چون خودش خدای دیوانگی بود طبیعتا عقل درست و حسابی هم نداشت و بیش از حد شراب خورده بود. دیوانه باشی، مست هم شده باشی. چه شود! خدایان از هر دری سخنی میگفتند تا اینکه نوبت به آفریدیته رسید که خدای عشق بود. حرفهای خدای عشق به مذاق خدای جنون خوش نیامد و این دیوانه عالم ناگهان تیری را در کمانش گذاشت و از آنسوی مجلس به سمت خدای عشق پرتاب کرد. تیر خدای جنون به چشم خدای عشق خورد و عشق را کور کرد. هیاهویی در مجلس در گرفت و خدایان خواستار مجازات خدای جنون شدند. زئوس خدای خدایان مدتی اندیشه کرد و بعد به عنوان مجازات این عمل، دستور داد که چون خدای دیوانگی چشم خدای عشق را کور کرده است، پس خودش هم باید تا ابد عصا کش خدای عشق شود. از آن زمان به بعد عشق هر کجا میخواهد برود جنون دستش را میگیرد و راهنماییاش میکند. به همین دلیل است که میگویند عشق کور است و عاشق دیوانه و مجنون میشود. پس تیر و قلب و نقش این دل تیر خورده ای که میبینید ریشه در اسطوره های یونان باستان دارد. بعدها رومیان باستان آیین و اسطوره های یونانیان را پذیرفتند و تنها نام خدایانشان را عوض کردند. در افسانههای روم باستان زئوس را ژوپیتر، خدای جنون را ارا و خدای عشق را ونوس مینامیدند. در نتیجه به باور آنها ارای دیوانه چشم ونوس زیبا را کور کرد. عشق واقعا جنون است اما اگر دو طرفه و واقعی باشد لذتی دارد که مپرس. ولی عشق یکطرفه انسان را پریشان و خوار و حقیر میکند. |
آیا تا کنون فکر کرده اید چرا لبه سکه ها شیار دارند؟
آیا تا کنون فکر کرده اید چرا لبه سکه ها شیار دارند؟
همه
ی ما شیارها و برجستگیهای روی حاشیه ی سکه ها را دیده ایم اما شاید مثل من
تا کنون فکر نکرده بودید کارکرد آنها چیست و چرا هنگام ضرب سکه هاچنین
شیارهایی را ایجاد می کنند؟این شیارها برای زیبایی تعبیه نشده اند بلکه یک
دلیل مهم تاریخی پشت قضیه نهفته است.
در
قدیم سکه ها از طلا و نقره ضرب می شدند و ارزش آنها برابر مقدار طلا و
نقره ی به کار گرفته شده در آنها بوده.به همین دلیل برخی افراد سودجو
مقداری از حاشیه ی سکه ها را می تراشیدند و از طلا و نقره ی آن استفاده می
کردند بدون اینکه در ظاهر سکه تغییر چشمگیری ایجاد شود! بدین ترتیب به
مرور زمان از ارزش سکه ها کاسته می شد.بنابرین حاکمان تصمیم گرفتند
شیارهایی روی لبه ی سکه ها ایجاد کنند تا در صورت تراشیده شدن به سادگی
قابل تشخیص باشند.
امروزه دیگر سکه ها از طلا و نقره ضرب نمی شوند اما چوت مردم به ظاهر سکه هاعادت کرده بودند دیگر تغییری در آنها بوجود نیامد.
Read more...
Tuesday, June 22, 2010
دیــکــشــنـری شــیـرازی
Sunday, June 13, 2010
نحوه بستن چمدان
نحوه بستن چمدان
می توان از روش دیگری استفاده کرد.
Sunday, May 2, 2010
Tuesday, April 13, 2010
matalak!
Monday, April 5, 2010
Sunday, April 4, 2010
چرا باراک اوباما از 22 قلم مختلف برای امضای قانون بهداشت 2010 استفاده کرد
بعد از یک سال پر از کشمکش بالاخره قانون بهداشت عمومی ایالات متحده به تصویب رسید تا باراک اوباما در 23 مارس 2010 در اتاقی در شلع شرقی کاخ سفید بنشیند و آن را امضا کند. امضای یک بودجه 938 میلیارد دلاری به اندازه کافی جنجالبرانگیز هست که بتواند تا مدتها توجه افکار عمومی را به خود مشغول کند اما چیزی که بیش از آن توجهها را به خود جلب کرد نه 938 میلیارد دلار بلکه 22 بود. بله. باراک اوباما برای امضا کردن این قانون نه از یک خودکار و دو خودکار بلکه از 22 خودکار مختلف استفاده کرد. به نظر میرسد که باراک اوباما به نوعی وسواس فکری دچار است یا اینکه کاخ سفید باید قلمهای گرانقیمتتری تهیه کند اما واقعیت چیز دیگری است.
ویدئویی که در زیر میبینید لیندون جانسون را در سال 1964 در حال امضا کردن قانون حقوق شهروندی نشان میدهد. شاید دوربین کمی بد حرکت کند و شما نتوانید ببینید جانسون برای یک امضا از 75 قلم مختلف استفاده میکند :) اولینش را هم که نصیب مارتین لوترکینگ جیار اسطوره آمریکایی شد.
در واقع تمام اینها هست. این امضاها واقعا امضاهای زیبایی نیست. لرزش در آنها موج میزند. باراک اوباما در نمایشگاهی در ژانویه 2009 در حالی که از 7 قلم برای یک امضا استفاده میکرد گفت: “من مدتهای زیادی است دارم تمرین میکنم که آرام اسمم را بنویسم.” نتیجه تلاش او بعد از یک سال امضایی است که میبینید بر روی قانون بهداشت عمومی که با اندکی توجه به حروفی مثل O میتوان دریافت که یک ضرب نوشته نشده است. البته این امضا کردن باراک اوباما بهتر از کندی است که در فکر تزئینات امضایش بود که بتواند جوهر بیشتری خرج کند :))
به نقل از تایم، منطق پشت این کار ساده است. قلمی که با آن قوانین مهم و تاثیرگذاری چون این لایحه 938 میلیارد دلاری امضا میشود، خود به مصنوعی تاریخی تبدیل میشود. وقتی رئیس جمهور با قلمهای بیشتری امضا میکند، قلمهای بیشتری هم دارد برای هدیه دادن به کسانی که در ساختن تاریخی درخشان نقشی را ایفا میکنند.
مقامات کاخ سفید معمولا از این قلمها برای پیشکش کردن به کسانی استفاده میکنند که در به ثمر رسیدن طرحی جدید یا تصویب قانونی مهم و تاثیرگذار کمک ویژهای کردهاند.
خبرسازترین این استفادهها هم به سال 2008 باز میگردد جان مککین در نبرد داغ انتخاباتی، برای انتخاب ریاست جمهوری ایالات متحده، در رقابت با همین باراک اوباما، ناگهان قلمی که از رونالد ریگان، رئیس جمهور پیشین ایالات متحده گرفته بود را رونمایی کرد و قول داد در صورت رئیس جمهور شدن از آن برای حذف کردن خوک از قانون فدرال استفاده کند.
حال بسیاری چشم به قانون بهداشت عمومی دارند که توسط اوباما به تصویب رسید تا ببینند مردی که انتخاب کردهاند، میتواند با قلمهای تاریخساز خود، تاریخی پر از سربلندی برای آمریکاییها بسازد یا خیر؟
بدترين محل ها
بدترين محل براي قرار دادن مسواک
Tuesday, March 30, 2010
گونه گذاری ، بایدها و نبایدها
ژل ها تركیبات پر كننده ای هستند كه با پر كردن شیارها باعث پر شدن چروك ها ، رفع لاغری دست و صورت ، گودی زیر چشم ها ، افزایش حجم لب ، گونه ، چانه و نیز اندام می شود و این تركیبات حتی برای پر كردن فرو رفتگی های ضایعاتی چون سالك و آبله و .... نیز تغییرات محدود در حالت بینی كاربرد دارند . در واقع ژل ها چروك های عمیق و گودی ها را پر كرده و از آنها برای برجسته كردن گونه و لب استفاده می شود و اثرشان بین ۶ ماه تا ۶ سال می باشد . تركیبات پر كننده به دو نوع موقت و دائمی تقسیم می شوند . ژل های موقت شكل كلاژن هاو هیالورونیك اسیدها بوده و اسامی مختلفی مانند ژوودرم ، رو فیلان ، روی درم ، ماتریدكس و .... دارند . ژل های دائم در اصل همیشگی بوده اما چون بعد از گذشت ۵ تا ۶ سال كوچك تر شده و بافت های بدن نیز تحلیل می روند ، ماندگاری آنها را باید بین ۵ تا ۱۰ سال در نظر گرفت امروز ژلهای دائم به طور عمده شامل پلی آكریل امید و پلی متیل متا كریلات می باشند . مطالعات و تحقیقات متعدد بر روی برخی انواع آن كه در اروپا طی سی سال گذشته استفاده شده نشان داده كه نه تنها هیچ گونه حساسیت ، سرطان زایی ، مسمومیت و .... با آن وجود نداشته بلكه غیر قابل جذب و تجزیه بودن ، تطابق كامل با بافت پیوندی بدن یكنواختی آن نیز به اثبات رسیده است . ژل دائمی با انواع پاژ ( اوكراین ) و آكرامید ( سیویسی ) موجود است . ایجاد عوارضی مثل حساسیت و واكنش نسبت به نوع آكرامید خیلی كم تر است و با توجه به این كه فرمول هر دو ژل دارای ماندگاری یكسانی می باشد ، تفاوت عمده در میزان درجه خلوص و مواد افزودنی به ژل پاژ و بسته بندی و تكنولوژی تولید آن ها بوده و ژل پاژ برای جاهای ظریف مانند لب و خط خنده مناسب نمی باشد . برای گونه هم از ژل پاژ استفاده می شود چون میزان ژل های دیگر مانند آكرامید یك سی سی بوده كه برای گونه كم می باشد زیرا برای لاغری صورت و یا گونه گذاری در هر ظرف نیاز به حداقل ۲ سی سی ژل می باشد و هزینه استفاده از این نوع ژل نیز نسبت به انواع دیگر كم تر است .
در مورد ژل های موقت از آن جایی كه خیلی از این نوع ژل ها نوعی پروتئین بوده و بدن آن ها را به عنوان مواد بیگانه شناسایی نمی كند در نتیجه معمولا عوارضی نیز مشاهده نمی شود و حتی در موارد نادر چنان كه دچار عوارضی بشوند چون به تدریج بدن این مواد را جذب و تجزیه می كند ، هیچ گونه عارضه ماندگاری باقی نخواهد گذاشت .
اما در مورد ژل های دائم گاهی عوارضی همچون حساسیت و حتی عفونت و گاهی جا به جایی ژل مشاهده می شود كه برای پرهیز از آن اولا در مورد افرادی كه سابقه بیماری های اتوایمیون شدید مانند لوپوس و روماتیسم و سندرم نفروتیك و نیز بیماری های سیستمیك مانند دیابت ، بهتر است به طور كلی تزریق انجام نشود . ثانیا برای جاهای ظریف تر بهتر است فقط از انواع مرغوب استفاده شود و ثالثا حجم مقدار ماده تزریق شده زیاد نباشد .
تعیین فاصله
چرا بهتر است که از لینوکس به جای ویندوز استفاده کنیم؟
چرا بهتر است که از لینوکس به جای ویندوز استفاده کنیم؟
۱. چون لینوکس نسبت به ویندوز سیستمعامل امنتری است
۲. چون لینوکس رایگان است
۳. چون لینوکس واقعاً میتواند نیازهای شما را برآورده کند
۴. و از همه مهمتر، چون لینوکس نرمافزار آزاد است
۱. چون لینوکس نسبت به ویندوز سیستمعامل امنتری است
هیچ کس دوست ندارد فایلهایی که در رایانهاش دارد، با یک ویروس به کلی از بین بروند یا آسیب ببینند. این فایلها ممکن است عکسهایی باشند که با دوربین دیجیتالی گرفته شدهاند، و یا موسیقیهایی باشند که با دقت بسیاری جمعآوری شدهاند. در رایانههای شرکتها، این فایلها ممکن است اسناد حسابداری شرکت باشند و ازبینرفتن آنها میتواند فاجعه تلقی شود. لینوکس از این نظر امنتر از ویندوز است.
چرا لینوکس امنتر است؟
امنیت یک سیستمعامل، با تعداد ویروسها و برنامههای خرابکار دیگری که برای آن نوشته میشوند، نسبت عکس دارد. تعداد ویروسهایی که در هر ماه برای ویندوز نوشته میشود، بسیار بیشتر از تعدادی است که برای لینوکس نوشته میشود. (لازم به ذکر است که ویروسها اغلب فقط در یک سیستمعامل میتوانند خرابکاری کنند.) این پدیده دو دلیل دارد:
نخست این که تعداد کاربرانی که با ویندوز کار میکنند، هنوز بسیار بیشتر از لینوکس است (حدود ۹۰ درصد از رایانههای جهان از ویندوز استفاده میکنند، حال آن که سهم لینوکس فقط حدود ۴ درصد است). بنابراین، طبیعی است که ویروسنویسان خرابکار، خرابکاری خود را برای سیستمعاملی انجام دهند که کاربران بیشتری دارد.
لینوکس و بیشتر نرمافزارهایی که در آن اجرا میشود، متنباز (Open-Source) هستند و بنابراین همه میتوانند کدهای منبع آن را ببینند و از سازوکار داخلی آنها سردربیاورند و حتی آن را بهبود ببخشند. بنابراین اگر کسی یک اشکال امنیتی را در لینوکس پیدا کرد، انگیزهٔ بیشتری برای رفع این اشکال دارد تا نوشتن یک ویروس و سوءاستفاده از آن اشکال. در مورد ویندوز اوضاع برعکس است.ویندوز متنباز نیست و کسی نمیتواند سازوکار داخلی آن را کشف کند. بنابراین، اگر کسی اشکالی را در ویندوز پیدا کرد، تنها کار خلاقانهای که میتواند انجام دهد این است که با نوشتن یک ویروس، دیگران را از ضعف سیستمعاملی که با آن کار میکننند آگاه کند و به شرکت سازندهٔ ویندوز، یعنی مایکروسافت، بقبولاند که این مشکل باید رفع شود.
گذشته از این، لینوکس به عنوان یک نرمافزار، واقعاً امنیت بیشتری نسبت به ویندوز دارد. سازندگان لینوکس از همان ابتدا به فکر نوشتن یک سیستمعامل مطمئن و امن بودند و کار خود را بر این اساس پیش بردند. ولی ویندوز در اصل با هدف راحتتر شدن کار با رایانه توسعه یافت و امنیت در آن چندان مطرح نبود. مسائل امنیتی بعداً برای سازندگان ویندوز اهمیت پیدا کردند و به تدریج به ویندوز اضافه شدند.
یکی دیگر از عوامل تعیینکنندهٔ امنیت یک نرمافزار این است که هیچ کارکرد ناخواستهای نداشته باشد. بعضی از برنامهها علاوه بر کارهایی که کاربر از آنها انتظار دارد (مثلاً پخش یک موسیقی یا نوشتن روی یک لوح فشرده) اطلاعات و تنظیمات شخصی کاربران را هم، بدون این که کاربر بداند، از راه اینترنت به شرکت سازندهٔ نرمافزار ارسال میکنند. یا بعضی دیگر از برنامهها به اجبار پیامهای تبلیغاتی یا درخواستهایی برای پرداخت پول به کاربر نشان میدهند. لینوکس و اغلب نرمافزارهایی که در آن اجرا میشوند و متنباز هستند، هیچ کدام از این کارهای ناخواسته را انجام نمیدهند.
۲. چون لینوکس رایگان است
متأسفانه در ایران بسیاری از نرمافزارها به طور غیرقانونی به کار میروند که این کار در عرف بینالمللی جرم تلقی میشود. (البته استفادهٔ غیرقانونی از نرمافزارها مختص ایران نیست.) استفاده از نرمافزارهای قفلشکسته از نظر اخلاقی نادرست است و نقض حقوق برنامهنویسانی است که آن را با صرف هزینه و وقت بسیار زیاد تولید کردهاند. یکی از راههای برونرفت از این مشکل رواج دادن فرهنگ رعایت حقوق تولیدکنندگان نرمافزار و پرداخت هزینهٔ واقعی این نرمافزارها است. (هرچند که این هزینه گاهی بسیار بیشتر از چیزی است که ما انتظار داریم.) ولی راه آسانتر استفاده از نرمافزارهایی است که واقعاً رایگان هستند و نیازی به پرداخت هزینه ندارند. لینوکس و اغلب نرمافزارهایی که در آن اجرا میشوند رایگان هستند. در سالهای اخیر، کیفیت این نرمافزارها بسیار بهتر شده و به رقیبی جدی برای نرمافزارهای تجاری تبدیل شدهاند.
۳. چون لینوکس واقعاً میتواند نیازهای شما را برآورده کند
شاید مهمترین دلیلی که برای استفاده نکردن از لینوکس بیان میشود، این باشد که لینوکس نمیتواند کارهایی را که در ویندوز انجام میدهیم، انجام دهد. این گفته تا حد بسیار زیادی نادرست است. نرمافزارهای بسیار متنوعی برای انجام هر نوع کاری در لینوکس وجود دارند؛ مثلاً نرمافزارهای اداری که کار آفیس مایکروسافت را انجام میدهند، نرمافزارهای گرافیکی که کار فوتوشاپ را میکنند، نرمافزارهای اینترنتی و چت، ابزارهای برنامهنویسی بسیار قدرتمند و نرمافزارهای پخش موسیقی تنها برخی از نرمافزارهایی هستند که در محیط لینوکس اجرا میشوند.
لینوکس امکانات بسیار زیادی برای کار با زبان فارسی هم دارد. حتی برخی از نرمافزارهای لینوکس، محیط کاربری کاملاً فارسی دارند؛ چیزی که در دنیای ویندوز خیلی کم پیدا میشود.
۴. و از همه مهمتر، چون لینوکس نرمافزار آزاد است
لینوکس و اغلب نرمافزارهایی که در آن اجرا میشوند تحت مجوز جیپیال (GPL) یا سایر مجوزهای نرمافزارهای آزاد منتشر میشوند. این مجوزها به کاربران نرمافزارها اجازه میدهند تا برای هر منظوری از نرمافزار استفاده کنند و حتی آن را تغییر دهند و بهبود ببخشند و برنامهٔ بهبوددادهشده را دوباره منتشر کنند. لازمهٔ این آزادی این است که کدهای منبع نرمافزار در اختیار همه باشد. نرمافزارهای غیرآزاد، مثل خود ویندوز، حتی اگر رایگان هم باشند، معمولاً هیچکدام از این اجازهها را به کاربران خود نمیدهند.
آزاد بودن نرمافزار باعث میشود تا افرادی که در تولید آن سهیم هستند، محدود به یک شرکت خاص نباشند، بلکه تمام کاربران از سراسر دنیا بتوانند آن را بهبود ببخشند و تواناییهای جدیدی را به آن اضافه کنند. در واقع نرمافزارهای آزاد با مشارکت داوطلبانهٔ برنامهنویسانی از سراسر دنیا نوشته میشوند. سیستمعامل لینوکس هم به همین ترتیب ساخته شده و گسترش یافته است. نمونهٔ دیگری از نرمافزارهای آزاد، که در ویندوز هم اجرا میشود، مرورگر اینترنتی فایرفاکس است.
وقتی از یک نرمافزار آزاد استفاده میکنید، این آزادی را دارید که هر طور که بخواهید از آن استفاده کنید و اگر نیاز به امکانات بیشتری داشتید خودتان نرمافزار را مطابق نیازهای خود تغییر دهید یا برنامهنویسانی را استخدام کنید که این کار را برایتان انجام دهند. این کار درمورد برنامههای تجاری امکانپذیر نیست، زیرا کد منبع آن نرمافزارها فقط در اختیار شرکت سازنده است و کسی جز او نمیتواند تغییری در نرمافزار ایجاد کند. لینوکس نرمافزار آزاد است و این برای یک سیستم عامل، به عنوان مهمترین نرمافزار در هر رایانه، میتواند برتری بسیار بزرگی باشد.
لینوکس به درد چه کسانی نمیخورد؟
اگر رایانه نقش بسیار کماهمیتی در زندگیتان دارد.
اگر حوصله یا فرصت آشناشدن با یک محیط جدید رایانهای را ندارید. مهاجرت از ویندوز به لینوکس و پیدا کردن راههایی که کارهای سابقتان را با آن انجام دهید، میتواند کمی وقتگیر باشد.
اگر معتاد بازیهای رایانهای سهبعدی هستید که در ویندوز اجرا میشوند (و در لینوکس هنوز نمیتوانند اجرا شوند).
محتویات این صفحه تحت اجازهنامهٔ GNU Free Documentation License در دسترس است.
Monday, March 29, 2010
IQ of Iranian
كشور ما ایران با ضریب هوشی متوسط 84 رتبه 97 را بین 185 كشور جهان دارا میباشد
چراIQ ایرانیان روبه نزول است؟
مهاجرت گسترده نخبگان و فقر عامل کاهش ضریب هوشی ایرانیان عنوان شدهاند
: شهرام یزدانی،دانشیار دانشگاه علوم پزشكی شهید بهشتی: علام میانگین ضریب هوشی 84 برای ایرانیها، سبب تعجب بسیاری از نخبگان ایران گردید. عدهای با انكار این آمار درصدد اعتراض به آن برآمدهاند، اما برای اینجانب، این آمار هیچگونه جای تعجبی نداشت، زیرا این موضوع را در سال 1379 در سخنرانی در سازمان مدیریت و برنامهریزی تحت عنوان نظریه ترقیق هوشی (Intellectual Dilution) پیش بینی كرده بودم. در این مقاله به اختصار علل افت میانگین ضریب هوشی در كشور را بررسی خواهم كرد و سپس به راهكارهای مقابله با این رخداد تلخ خواهم پرداخت.
ضریب هوشی چیست و اهمیت آن در چیست؟
ضریب هوشی IQ یك نسبت است كه از تقسیم سن عقلی بر سن تقویمی ضربدر صد به دست میآید. اگر سن عقلی با سن تقویمی یكسان باشد، ضریب هوشی صد میشود ولی در بعضی مواقع در بعضی افراد سن عقلی بیشتر میشود كه این فرد هوشی بیشتر از سایر افراد دارد.
برای به دست آوردن سن عقلی راههای زیادی وجود دارد و معمولا كارشناسان از تستهای خاصی استفاده میكنند كه جنبههای مختلفی مانند تشخیص الگوها، قدرت حافظه كوتاه مدت، استفاده فرد از واژهها، سرعت محاسبه فرد، درك روابط یا جبر، اطلاعات عمومی، محاسبات ریاضیات، درك فضایی، منطق و املا را ارزیابی میكند.
اخیرا در مورد صحت نتایج آزمونهای هوش متداول شبهات زیادی وارد شده است. انجمن روانشناسی آمریكا در سال 1995 هوش را به عنوان «توانایی فهم مسایل پیچیده، انطباق موثر با تغییرات محیطی، یادگیری به دنبال تجربیات، استفاده از اشكال مختلف استدلال و فایق آمدن بر مشكلات از طریق تفكر» تعریف كرده است.
این انجمن بر این موضوع تاكید دارد كه آزمونهای متداول هوش به هیچ وجه توانایی سنجش چنین سازه انتزاعی پیچیدهای را ندارد. مطالعات متعدد، ارتباط مثبت و قوی بین ضریب هوشی با موفقیت تحصیلی، میزان درآمد، سطح سلامت، طول عمر و سطح اجتماعی و ارتباط منفی و قوی با بیكاری و ارتكاب جرایم را نشان داده است. به این ترتیب موضوع ضریب هوشی پایین یا افت ضریب هوشی و در مقابل آن سازوكارهای ارتقای ضریب هوشی به یك مقوله راهبردی اجتماعی و اقتصادی در بسیاری از كشورها تبدیل شده است. به این ترتیب دستیابی به میانگین ضریب هوشی بالاتر یكی از ابزار توسعه و به طور همزمان یكی از دستاوردهای مهم توسعه محسوب میگردد.
ضریب هوشی اقوام و ملل
مطالعات فراوانی روی تفاوت متوسط ضریب هوشی در كشورهای مختلف صورت گرفته است.
میانگین ضریب هوشی در آمریكا و انگلستان حدود 100 است. این عدد برای شهروندان ژاپنی، چینی، كرهای، هنگ كنگی و تایوانی 105 و برای تركیه، كشورهای خاورمیانه و جنوب آسیا بین 78 و 90 و برای كشورهای آفریقایی پایین تر از صحرای آفریقا بین 65 تا 75 است. در این میان كشور ما ایران با ضریب هوشی متوسط 84 رتبه 97 را بین 185 كشور جهان دارا میباشد.هوش یك سازه انتزاعی مولتی فاكتوریال محسوب میشود و هنگامی كه صحبت از تفاوت ضریب هوشی بین دو فرد میشود تفاوتهای ژنتیكی، تفاوتهای محیط فیزیكی، تفاوتهای محیط روانی و تفاوتهای آموزشی به خصوص در دوران كودكی میتواند توجیه كننده تفاوت ضریب هوشی باشد، اما هنگامی كه با تفاوت میانگین ضریب هوشی میان دو كشور یا دو نژاد مواجه میشویم قایل شدن به تفاوت ژنتیكی، به نوعی به معنای وجود نژاد برتر (ژن برتر) است.
در واقع در توجیه تفاوت ثروت ملل در طول تاریخ توجیهات زیادی آورده شده است. منتسكیو (1748) آب و هوای معتدل را مهمترین علت برای ثروت ملل میدانست، آدام اسمیت (1776) مهارتهای انسانی، تخصصگرایی و وجود یك بازار آزاد را عامل اصلی توسعه فرض میكرد، توماس مالتوس در سال 1817 شناسایی عوامل موثر بر فقر و ثروت ملل را مهمترین چالش پژوهشی در حوزه اقتصاد سیاسی میداند.
دیوید لاندز و ساموئلهانتینگتون عوامل فرهنگی (سختكوشی، نظم، آرمانهای بزرگ، همگرایی اجتماعی، احترام به كار، ارزش قایل شدن برای تحصیلات) را مهمترین عامل موفقیت و ثروت ملل میدانند. در این میان یكی از جنجال برانگیزترین دیدگاهها توسط ریچارد لین (2002) مطرح شده است، ریچارد لین ریشههای ثروت و فقر ملل مختلف را در هوش و استعداد ذاتی آنان میداند و قایل به برتری ژنتیكی بعضی از اقوام و نژادها در مقایسه با سایرین است. موضوع ژن برتر و نژاد باهوشتر موضوعی است كه در طول تاریخ به كرّات از سوی گروهها و رهبران نژادپرست (مانند نازیها و صهیونیستها) اعلام شده است، اما تاكنون هیچ یك از شواهد ارایه شده نتوانسته است برتری هوشی یك قوم یا نژاد نسبت به سایر اقوام را به تفاوتهای ژنتیكی مابین آنان نسبت دهد.
جدای از عوامل ژنتیكی، عوامل محیطی متعددی روی ضریب هوشی تاثیر میگذارد وضعیت تغذیهای به خصوص در دوران كودكی، استرسها و تروماهای روانی، فقر عاطفی و ارتباطی و كمیت و كیفیت تحصیلات همگی بر ضریب هوشی تاثیر میگذارند. به عنوان مثال، نوزادانی كه از شیر مادر محروماند ضریب هوشی كمتری دارند. ضریب هوشی كودكان مبتلا به كمخونی 5 تا 10 درجه كمتر از حد طبیعی برآورد شده است. كمبود ید نیز باعث كاهش آموزشپذیری كودكان شده و ضریب هوشی آنها را به میزان 5 تا 13 ( در موارد كمبود شدید ید تا 30 درجه، فوروارد كننده!) امتیاز كم میكند. به این ترتیب میتوان در نظر گرفت كه فقر و ضریب هوشی پایین هر یك دیگری را تشدید میكنند و یك چرخه معیوب را تشكیل میدهند. این امر بخشی از ضریب هوشی پایین در كشورهای آفریقایی و جنوب آسیا را توجیه میكند.
مهاجرت نخبگان و ضریب هوشی
مهاجرت انتخابی نخبگان اثری مخرب بر توسعه ملل میگذارد. بدیهی است كه بار توسعه و پیشرفت جوامع بر دوش هوشمندان و نخبگان هر جامعهای است. حال وقتی در یك جامعه شرایط به گونهای باشد كه نخبگان در گذر زمان آن را ترك میكنند، نه تنها خروج آنها مستقیماً جامعه را متاثر میكند، بلكه در دراز مدت، ذخیره ژنتیكی كشور را نیز فقیرتر میكند و در نسلهای آتی، روند انتقال ضرایب بالای هوشی به «نسلهای آینده» با اختلال مواجه میشود. این امر در مورد كشور اسكاتلند طی بیش از نیم قرن به دقت مطالعه شده است. از اوایل قرن بیستم، هر ساله تعداد زیادی از افراد تحصیل كرده اسكاتلندی به انگلستان مهاجرت میكنند. درصد متوسط مهاجرت سالانه تحصیل كردگان دانشگاهی از اسكاتلند به انگلستان 17.2 درصد و ضریب هوشی متوسط این مهاجران 108.1 میباشد.
این موضوع سبب شده است كه میانگین ضریب هوشی اسكاتلندیها به طور متوسط در هر نسل یك امتیاز نسبت به نسل قبل كاهش پیدا كند و اسكاتلندیها در اواسط قرن بیستم به كمهوشترین ملت اروپایی (با میانگین ضریب هوشی 97) تبدیل شدند. در واقع، یك نخبه علمی یا اقتصادی كه از كشور خارج میشود، تنها دانش و استعداد فردی یا مقداری ثروت مادی از كشور خارج نمیكند، بلكه ژنهای نخبگی و كارآمدی را نیز با خود میبرد تا نسلهای بعدی او در خارج از كشور مادری از آن بهره مند شوند و جوامع میزبانشان را از آن بهرهمند سازند وضعیت كشور ما ایران در میان كشورهای در حال توسعه مشابه وضعیت اسكاتلند در میان كشورهای توسعه یافته است. بر اساس آمار صندوق بین المللی پول، ایران با ضریب مهاجرت 15 درصد، رتبه اول را در میان 61 كشور توسعه نیافته و در حال توسعه دارا میباشد و میتوان تخمین زد كه در طی سه دهه اخیر حداقل سه واحد از ضریب هوشی متوسط ایرانیها صرفا به سبب مهاجرت كاهش پیدا كرده است.
مهاجرت نخبگان تنها سبب كاهش میانگین ضریب هوشی ملل نمیشود، بلكه این كشورها را از نوابغ تهی میسازد. با نگاهی به فهرست اسامی افرادی مانند لئوناردو داوینچی (ضریب هوشی220)، گوته (210)، پاسكال (195)، نیوتن (190)، لاپلاس (190)، ولتر (190)، دكارت (185)، گالیله (185)، كانت (175)، داروین (165)، موزارت (165)، بیل گیتس (160)، كوپرنیك (160) و اینشتین (160) بهسادگی درمییابیم كه توسعه دانش بشر در طول تاریخ بیش از هر چیز مرهون افراد نابغه میباشد. نوابغ همان كسانی هستند كه توان حل پیچیدهترین مشكلات یك كشور را دارا میباشند و مسوولیت راهبری كشور را در وضعیتهای بحرانی بر عهده دارند. تاثیر نوابغ روی توسعه جوامع به حدی است كه میتوان عبارت معروف «ملتی كه قهرمان ندارد هیچ چیز ندارد» را با جمله «ملتی كه نوابغ را در راس مدیریت خود ندارد، به هیچ جا نخواهد رسید» جایگزین كرد.
كنترل موالید و ضریب هوشی
بررسیهای متعدد ارتباط بین هوش و تحصیلات و همچنین ارتباط میان تحصیلات و تبعیت از سیاستهای كنترل موالید را به اثبات رسانده است. ضریب هوشی متوسط 20 درصد پرهوش جامعه حدود 115 و ضریب هوشی متوسط 20 درصد كمهوش جامعه حدود 85 میباشد. اگر فرض كنیم كه میزان زاد و ولد در گروه كمهوش جامعه تنها 30 درصد بیش از میانگین جامعه و میزان زاد و ولد در گروه پر هوش جامعه 30 درصد كمتر از میانگین جامعه باشد، میانگین ضریب هوشی نسل دوم از محاسبه زیر به دست میآید:
0.2x1.3x85) + (0.6x1x100) + (0.2x0.7x115) = 98.8
به این ترتیب میتوان انتظار داشت كه میانگین ضریب هوشی هر نسل 1.2 امتیاز از میانگین ضریب هوشی نسل قبل كمتر شود.
تحلیل فوق به خوبی میتواند آمار توصیفی ارایه شده از سوی نهادهای بینالمللی را توجیه نماید، اما اصلاح این وضعیت نیازمند اتخاذ رویكردی مداخلهای و همهجانبه است. اتخاذ تمهیدات و سیاستهای علمی برای فقرزدایی و مقابله با شكاف رو به فزونی طبقاتی، توجه به مدیریت عوامل خطرزای سلامت و عوامل اجتماعی موثر بر سلامت، حمایت و مدیریت علمی نخبگان و تلاش برای متوقف و معكوس نمودن سیر مهاجرت نخبگان و بازنگری علمی سیاستهای كنترل جمعیت تنها بخشی از رژیمدرمانی ملتی است كه به تدریج هوش خود را از دست میدهد.
منبع: نشریه پزشكی سپید
[STORY] A woman goes to the doctor
A woman goes to the doctor, beaten black and blue. . . . .
Doctor: "What happened?"
Woman: "Doctor, I don't know what to do. Every time my husband comes home drunk he beats me to a pulp..."
Doctor: "I have a real good medicine against that: When your husband comes home drunk, just take a cup of green tea and start gargling with it... Just gargle and gargle".
2 weeks later she comes back to the doctor and looks reborn and fresh again.
Woman: "Doc, that was a brilliant idea! Every time my husband came home drunk I gargled repeatedly with green tea and he never touched me.
Doctor: "You see how keeping your mouth shut helps!!!
Read more...
Thursday, March 25, 2010
محمود در نقشهای مختلف
محمود در نقش مرد ترکمن
محمود در نقش عرب
محمود در نقش لر
محمود در نقش بلوچ
محمود در نقش اقتصاد دان
محمود در نقش دانشمند هسته ای
محمود در نقش بروسلی
محمود در نقش مارادونا
محمود در نقش فرزندی مهربان
محمود در نقش همسر فداکار
محمود در نقش پدر شوهری حامی
محمود در نقش آخوند
محمود در نقش خبر نگار
محمود در نقش آشغالی
محمود بازیگر فیلم اکشن
محمود پیش خدا
محمود اصل





